AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس تانترا
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس تانترا

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

T34  پرسش و پاسخ - کچاری و "نقطۀ راز"

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: یکشنبه 30 ژوئن 2004 ساعت 0:54 بعد از ظهر

 

 

 *به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای دروسِ اصلیِ تمارین پیشرفتۀ یوگا (درس اول "این بحث برای چیست ؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند. همچنین به تمرین گران پیشرفته توصیه میشود که مطالعۀ مباحث تانترا را از آغاز بایگانی این دروس (درس اول "تانترا چیست؟") آغاز نمایند.

 

 

پرسش: من بلاخره زبان را بر فراز کام نرم جا دادم. تشکر ویژه و همیشگی از پشتیبانی های شما.

 

جالب است بدانید که کچاری چگونه بطرز خاصی با احساسات جنسی در ارتباط قرار میگیرد. قصد داشتم آن را به استعاره، "جنسی" توصیف کنم اما کاملا و بمعنی واقعی کلمه، جنسی است. زبان و حلق بمثابه لینگام و یونی هستند. فقط در این جایگاه است که همۀ ما کاملا در جایگاه هر دو جنس (فاعل و مفعول) قرار میگیریم. اینجاست که بافت های راست شوندۀ گذرگاه های بینی تحریک میشوند...

 

انگار احساس میکنم بکارت خود را مجددا از دست داده ام. هرچند که واقعا و در ابتدای امر به دلپذیری ارتباط جنسی بنظر نمی آید، اما قصد دارم روی آن کار کرده و به آن فرصت بدهم.  

 

پاسخ: ورود شما به مرحلۀ 2 کچاری را تبریک میگویم! شما از سنگ نشانۀ (علامت بین راه) بزرگی در جادۀ یوگا گذر کرده اید.

 

استعارۀ جنسی شما نیز درخور و مناسب است. در واقع کچاری، درست مثل شامباوی و همۀ دیگر مودراها و بانداها، مستقیماً با تمایلات عالی جنسی در ما پیوند میخورد. همۀ آنها مستقیماً با نوروبیولوژِی جنسی در ناحیۀ لگن ارتباط داشته و بتدریج کارکرد خود را بسمت سطوح بالاتری در سرتاسر بدن و فراسوی آن گسترش میدهند. 

 

هرچند شاید در ابتدای امر "از دست دادن بکارت" در کچاری، مثل از دست دادن دیگر بکارت ها، حس جالبی نداشته باشد اما لذات آن بمرور و در دراز مدت از راه میرسند. همچنانکه رسانایی اکستاتیک ظهور می یابد، نهایتا، به نوعی از خروش مستمرِ ارگاسم در سراسر بدن نایل میشویم. آنگاه است که همۀ این مودراهای یوگا با واکنشی هماهنگ، به عملکرد طبیعی خود مشغول میشوند. در این رابطه درس "مودرای کلیِ بدن"، بتازگی در دروس اصلی قرار گرفته است. (درس 212 را مرور کنید).

 

نقش کچاری در پرورش تجارب عالیِ اکستاتیک، چشمگیر و اسرارآمیز است. بخشی از این اسرارآمیز بودن بدین دلیل است که اکثریت قریب به اتفاق مردم هنوز بدین "مکان جدید" راه نیافته اند. هرچند که رسیدن بدان، تنها مستلزم یکی دو سانتی متر حرکت و سفر هر روزۀ زبان ما است اما ابزارهای ورود بدین تمرین، هنوز بحث برانگیزند. حداقل در این زمانه که فهم اندکی از فلسفۀ کچاری وجود دارد اینگونه است. (فهمی که رو به افزایش است). اما یحتمل افراد بسیاری در سال های پیش رو بدین تکنیک روی خواهند آورد.

 

اما چرا؟

 

بر فراز حفرۀ مجرای حلق و بینی که در حیطۀ دسترسِ یک زبان آزاد و کاوشگر است، عضوی وجود دارد که به همان اندازۀ اندام های جنسی تحریک پذیر است. "تحریک پذیریِ معنوی" تبیین گرِ خوبی برای آن خواهد بود. تحریک در کچاری به تحریک رو به بالای انرژی اکستاتیک یا جنسی در بدن می انجامد درحالیکه تحریک در اندام های جنسی اگر بسمت یک تحریکِ تاخیریِ تانتریک (پیش ارگاسمیک) کشیده نشود میتواند منجر به خروج انرژی ما در راستای اهداف تولید مثل گردد. 

 

اجازه دهید این کانونِ تحریک پذیریِ معنوی را که بر فراز مجرای حلق و بینی قرار یافته "نقطۀ راز" بنامیم. چراکه تا به حال از شناخت و ادراکِ اندکی نسبت به آن برخوردار بوده ایم.

 

با اتخاذ واژۀ مناسب، که جنبه های تحریک آمیز و جادوییِ کچاری را انعکاس میدهد، توده بسیاری از افراد طالب لذت بسمت آن کشیده خواهند شد. چرا که نه؟ اگر داشتن فرزند نیز لذتبخش نباشد که کسی زیر بار درست کردن آن نمیرود؟ آیا روشن بینی و نیل بدان، کمتر لذت و سرخوشی دارد؟ زمانیکه حقیقت جادۀ معنوی بشکل گسترده ای شناخته و ادراک گردد، جاده های منتهی به روشن بینی لبالب از تمرین گران خواهند شد. حقیقتی که عبارت است از نیل به عیشی درونی (Internal Orgy) و پایدار از جنس سرور اکستاتیک که در شخص نغمه پرداز میشود. درست مثل جاده های منتهی به تجربۀ تولید مثل جنسی که در حال حاضر مملو از مشتاقان بسیار است. بطور جالب توجهی این دو جاده در هم تلاقی میکنند و درست در همین نقطۀ تقاطع است که واژۀ تانترا خلق میگردد. به همین دلیل نیز این درس بجای ارسال در مجموعه دروس اصلی، در دروس تانترا قرار یافته است. وقت آن رسیده تا کمی آزادانه در مورد موضوع کچاری به بحث بپردازیم.

 

پس این نقطۀ راز (Secret Spot) چیست؟

 

در درس اصلیِ 108# دربارۀ کچاری، از تیغۀ میانی و پسینِ بینی بعنوان یک "حس گرِ اکستاتیک" نام برده شد. جایگاهی که "محراب سُرور" نیز نام گرفت. اینجا و در دروس تانترا آن را "تحریک پذیرِ معنوی" (Spiritually Erogenous) نام نهادیم. با توجه به همۀ این تفاسیر و عبارات باید روشن شده باشد که در تمرین کچاری، عضو ویژه ای (نوک زبان) در تماس با تیغۀ میانی بینی قرار میگیرد.

 

تیغۀ میانی بینی (Septum) عضوی صاف و ضخیم است که از سوراخ های راست و چپ بینی مشتق میشود. لبۀ عقبی این تیغه به وسط و بالای حفرۀ حلق و بینی امتداد می یابد. حفره ای که بر فراز کام نرم واقع است. (کام نرم در ادامۀ کام سخت قرار دارد). وقتیکه زبان، راه خود را بسمت این حفرۀ فوقانی باز میکند، با تیغۀ مذکور نیز مواجه خواهد شد. در اواسطِ راهِ این تیغه بسمت بالا، برآمدگی کوچکی وجود دارد. یک برجستگی محدّب و کوچک که ناحیه ای بشدت حساس است. اینجا همان "نقطۀ راز" خواهد بود.

 

همانطور که در ارتباط با اعضای جنسی معمول ما نیز مصداق دارد، تحریک پذیری فقط منحصر به یک نقطه در تیغۀ میانی بینی نبوده و (کم و بیش) سایر مناطق مثل مجرای حلق و بینی، انتهای داخلی سوراخ های بینی و غیره را نیز در برمیگیرد. اما نقطۀ راز یک نقطۀ کانونی و حساس مثل کلیتوریس در زن یا سر لینگام در مرد است. تحریک پذیری نقطۀ راز بدانها شبیه است. اما بین نقطۀ راز و نقاط حساس تناسلی ما تفاوت های بنیادینی وجود دارد.

 

اول اینکه بر خلاف اندام های جنسی که از همان ابتدا بطور بی قید و شرط آمادۀ تحریک پذیری هستند، تحریک پذیریِ نقطۀ راز بمرور زمان و در طول مدت ها به یک بیداری کامل میرسد. (البته اندام های جنسی نیز میتوانند بواسطۀ تمرینات تانتریک بمرحلۀ ایجاد اکستاسی معنوی نایل شوند). این مدت زمان، بستگی به پالایش و گشودگی سیستم عصبی ما با استفاده از طیف کاملی از تمرینات یکپارچۀ یوگا خواهد داشت. تمریناتی را که تماما (در همین سایت و) تا بدین مرحله در دسترس داریم. خیزش رسانایی اکستاتیک در سیستم عصبی بنحو قابل ملاحظه ای موجب افزایش حساسیت نقطۀ راز میشود. تمرین کچاری، تحریک گرِ رسانایی اکستاتیک در سرتاسر بدن بوده و خیزشِ حساسیت نقطۀ راز یکی از اثرات و منافع آن است. هرچقدر که این تمرین نتیجه بخش شود، تمرین گر، بیشتر و ناخودآگاه بدان میپردازد. هرچقدر نیز که نقطۀ راز بیشتر تحریک گردد، حساسیت بیشتری یافته و همراستا با آن، واکنش اکستاتیک در سرتاسرِ کُل سیستم عصبی افزایش می یابد. تا جائیکه بدون محدودیت فقط به پیش رفته و ارتقاء می یابد! این خیزشِ واکنش اکستاتیک (در سیستم عصبی) بخش مهمی از جادۀ بی انتهایِ شکوفایی سُرور اکستاتیک در بدن است. سُروری که به خارج از ما طنین افکنده و محیط پیرامون ما را نیز از عشق الهی آکنده میسازد. بنابراین برای توسعۀ قابلیت تمرین کچاری در سرتاسر نشست تمارین، مشوق های (پاداش های) خوب و فزاینده ای وجود دارند. کچاری اصلی ترین راه برای پرورش لذت بی پایانِ درونی است که همراستا با خود، اشراقی همه گیر و جهانی را به ارمغان می آورد. به همین دلیل (در دروس قبل)، از تمرین کچاری مودرا بعنوان "جهشی عظیم برای نوع بشر" یاد شد.

 

دوم اینکه بر خلاف اندام های تناسلی، کچاری و تحریک نقطۀ راز قطعا منجر به یک ارگاسم جنسی نمیشود. هرچند بمرور زمان، نقطۀ راز بسیار تحریک آمیز میگردد، اما این تحریک پذیری نوع متفاوتی از حساسیت بشمار میرود. به همین دلیل عبارت "تحریک پذیرِ معنوی" برای آن بکار برده شد. تحریک نقطۀ راز بواسطۀ عمل کچاری، همۀ نواحی تحریک پذیر (جنسی) ما را از درون تحت تاثیر قرار داده و با اغوای شهوت، انرژی جنسی را بسمت درون و بالا (مراکز اصلیِ سرخوشی در مغز) هدایت میکند. تصور کنید بلحاظ جنسی از درون تحریک شده اید (نه از بیرون). بطور کلی میتوان گفت: بشدت برانگیخته شدن بدون هیچگونه تحریک خارجی و دارا بودن همۀ آن لذات، در شکل امواجی که در بدن به بالا خیزش کرده و در مراکز شعف مغزی به اوج میرسند. آنگاه این تموجات (نوسانات انرژی) به منتهای هر عصب بدن ما بازگشت میکنند. این مراکز لذت و سرخوشی در مغز چیستند؟ آنها همان اجزاء و آلاتِ چشم سوم یا آجنا هستند که از ساقۀ مغز (بصل النخاع) آغاز شده و تا نواحی غدد هیپوفیز و صنوبری را اشغال میکنند. گسترۀ تاثیر آنها طبیعتا به ناحیۀ تاج (تاج شعاعی مغز) نیز انتشار می یابد. همۀ این نواحی سهم بسزایی در خیزشِ فرآیندهای اکستاتیک (سُرور آفرین) سیستم عصبی ایفا میکنند.

 

بنابراین بواسطۀ کچاریِ ترکیب یافته با شامباوی (تکنیک قدرتمندِ احیاءِ چشم سوم) و سایر مودراها و بانداها و سیداسانا، ما در حال ورود به معاشقه ای درونی و قدرتمند هستیم. ترکیبِ همۀ این موارد با اثراتِ تولیدیِ تمرین پایه یعنی مراقبۀ عمیق و روزانه (تولید سکوت درونی) و تکنیک های تنفس ستون مهره ای، فرمولی برای ما خواهد آفرید که بواسطۀ آن سُرورِ بی پایانِ اکستاتیک و برون ریزیِ عشق الهی را تجربه کنیم. حالتی که همان روشن بینی خواهد بود!

 

زمانی که مراقبه میکنیم، کچاری میتواند بی سر و صدا و با زبانی که بملایمت روی نقطۀ راز قرار یافته به انجام رسد (کچاری ساکن). در سایر اوقات نیز ممکن است با تحرکات مختلف زبان، نسبت به تحریک عامدانۀ نقطۀ راز کشش یابیم. (کچاری پویا یا حرکتی). اینجاست که امورات جنسی به چنین عملی شباهت بسیار یافته (عضو کنشگر و عضو کنش پذیر) و نیاز به توصیۀ خاصی نیز نیست (یعنی به شکل غریزی به انجام میرسد - مترجم). هر یک از ما مسیر ویژۀ خود را برای نیل به حداکثر تحریک دارا خواهیم بود. کچاری، خود چنین موقعیتی را نیز خلق میکند. اما همانطور که با استفاده از تحریک خارجی جنسی در نشست تمارین، مراقب هستیم تا در مجموع، روال عادی تمرین از هم گسیخته نشود در مورد "کچاری حرکتی" نیز باید بنحوی انجام گیرد که مخل روال مراقبۀ عمیق نگشته و آن را از هم گسیخته نسازد. مسلما کچاری حرکتی میتواند در حین تنفس ستون مهره ای نیز بکار گرفته شود مادامیکه آگاهی و توجه برای تعقیب عصب نخاعی منقطع نشود. کچاری حرکتی همچنین میتواند در همراهی با باستریکای ستون مهره ای، باستریکای هدفمند، یونی مودرا کومباکا و نزدیکی تانتریک نیز بخوبی کار کند. اما بهتر است ترجیحا در زمان هایی که به مراقبۀ عمیق یا سامیاما مشغول و یا در حال فعالیت هایی که مستلزم بذل دقت و توجه هستیم انجام نگیرد. امری که در اختیار تمرین گر خواهد بود.

 

در مراحل اولیۀ کچاری و با آغاز تحریکِ فعالانۀ (در حرکت) نقطۀ راز، شاید بلحاظ جنسی برانگیخته شویم. بعدها این برانگیختگی آنقدرها جنسی (خارجی) نخواهد بود و ما با اکستاسی درونی فروزان خواهیم شد. فرآیندی که بدان سو پیش میرود. همچنانکه به این معاشقۀ درونی ادامه میدهیم، شادی و شعف از میان اندام های تناسلی و هر نقطۀ تحریک پذیر در سیستم عصبی ما بسمت سطوح والاتری کشیده خواهد شد. آنگاه است که با طنین رو به بالای امواج اکستاسی از شادی به لرزه در خواهیم آمد. امواجی که همزمان با صعود، به درون هر سلولی از بدن نیز نزول و نفوذ میکنند. لحظاتی که شاید از فرط اکستاسی، موهای بدن سیخ شده، به گریه درآییم یا چون دراویش به رقص و سماع گرایش یابیم و یا هرآنچه را که انرژی بدان هدایت کرد به انجام رسانیم. این یک ارگاسم درونیِ بی پایان خواهد بود! در این اثنا امواج ملموسِ عشق از ما به پیرامون گسیل گشته و هرکس در مجاورت و همسایگی ما را ارتقاء خواهد بخشید. این یک استفادۀ بسیار خوب و دلپذیر از انرژی جنسی است. درست به همان خوبیِ بچه درست کردن و تشکیل خانواده. مسلما اگر بخواهیم، میتوان هر دو را به انجام رساند.

 

چنین بهره برداری از انرژی جنسی، بیش از هر چیزی برای ما مثمر ثمر و مفید فایده خواهد بود.

 

نزدیکی (سکس) پیوندی است میان دو قطب (متضاد) زندگی برای تحقق اهداف آفرینش. امری که بطور بی اختیار و خارجی رخ داده (درونی نیست) و منجر به تولید مثل میشود. با مشارکت آگاهانه میتوان به پرورشِ وقوع درونی و بی اختیارِ این نزدیکی (معاشقه) پرداخت. امری که منجر به روشن بینی میگردد.

 

 

استاد در درون شماست.

 

توجه: برای اطلاع از جزئیات مبحث کچاری مودرا به کتاب "آساناها، مودراها و بانداها" مراجعه کنید.

بعدی | قبلی

 

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp