AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

درس 85  پرسش و پاسخ – بازبینی علائم بین راه روشن بینی

 

 

نویسنده : یوگانی

 

تاریخ : پنج شنبه 15 ژانویۀ 2004 ساعت 2:26 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس ( درس اول ، " این بحث برای چیست ؟ " ) آغاز نمایند . چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

 

پرسش: ابتدا دوست دارم برای این دروس از شما تشکر کنم. مجموعه دروسی که احساس میکنم بسیار مفید فایده بوده، برنامه ای که شما تهیه دیده اید برنامۀ خوبی است و بنظر هر چیز را پوشش میدهد. من در حال پیگیری آموزه های یوگی دیگری هستم و با آن حالِ خوبی دارم. اما مراقبۀ کوندالینی او را که قصد داشتم بطور هفتگی انجام دهم فراموش کرده ام. بنابراین آموزه های گرانقدر (فراتر از بهای) شما، واقعا در حال پر کردن شکافی است که در برنامۀ معنوی من ایجاد شده بود. (من روی چاکرای قلب و تاج به روشی کار می کردم که باعث برخاستن کوندالینی می شد. اما مستقیماً روی خود کوندالینی تمرکز نمی کردم). من تمرینات شما را با آهستگیِ بسیار به پیش برده و فقط چند مورد اولیۀ آن را یکبار در روز انجام می دهم، زیرا چند سال قبل یک حادثۀ کوندالینی داشتم. حادثه ای با ضربان قلبِ بسیار نامنظم و مشکلات تنفسی که رو به وخامت میرفت. هر فوران (انرژی) تقریبا مرا کشته و از پای درمی آورد. همچنین در طول این فوران ها، با انرژی که هر زمان بیشتر و بیشتر افزایش می یافت و تقریبا یک ساعت طول میکشید تا حدی فلج می شدم. رودخانۀ خشمگین و خروشانی که مرا احاطه کرده بود... غیر عادی و مرموز. نوعی انرژی که به خارج از بدنم نیز می دوید و درست از طریق بدن و ستون فقراتم بسمت بالا موج زده و میخروشید. استادی به من کمک کرد و در آن حادثه با بیرون کشیدن انرژی از بدنم در طول رخدادِ این امواج، زندگی ام را نجات داد. (شاید او بنوعی انرژی کوندالینی را به انرژی متفاوتی تبدیل کرد) و آنگاه بعنوان گزینۀ آخر تلاش کرد تا انرژی را بطور کامل تخلیه نماید و خوشبختانه فورا امواج (انرژی) را متوقف نمود. اعتقاد دارم که اگر کمک شتابان او نبود من می مُردم. به دردسر بزرگی دچار شده بودم. بنابراین لازم به گفتن نیست که بدینصورت عادت کرده ام محتاط تر باشم. سؤال من در مورد خوابی است که شب گذشته دیدم . خوابی که نمیدانم آیا هشداری است برای من تا از میزان تمریناتم بکاهم. آیا من باید این خواب را نادیده بگیرم؟ نمیدانم شاید (این خواب) به تحریک کوندالینی ایجاد شده بود؟ خواب دیدم که (فوران) امواج کوندالینی درست از ستون فقراتم بالا رفته و از جایی در قسمت داخلی سقف سر وارد بخش فوقانی تاج سر می شد و با هر بار فوران به سقف سر برخورد میکرد. امری که باعث شده بود سقف سرم تا حدی نرم شود. آیا فکر میکنید لازم است که در این رابطه نگران شده و تا حدی (در تمرینات) عقب بنشینم؟

 

پاسخ: ممنون از شما برای به اشتراک گذاری سخاوتمندانۀ این تجارب. بله با توجه به آنچه که بر شما گذشته است، موافقم که باید در تمرینات خود بسیار محافظه کار بوده و میزان بندی شده عمل نمائید. هر گونه حسِ شوم و ناخوشایندی باید جدی گرفته شود. نه اینکه شما در ارتباط با فرآیند روشن بینیِ خود "وحشت زده" شوید که صراحتا شما اینگونه نیستید. برای هر یک از ما، مهم شناختی است که از خود، محدودیت ها و فرصت های خود داریم تا بدینصورت عملکرد خویش را در آن جهت تنظیم کنیم. "تجربه محور" عبارتی است که ناظر بر همۀ مطالب این سایت است. ما ابزارهای بسیاری خواهیم داشت و چگونگی بکارگیری آنهاست که همه تفاوتها را ایجاد خواهد نمود. هریک از شما باید در امتداد خط سیر زمانی و در راستای ظرفیت خویش سفر کنید. این یک مسئولیت بزرگ است. 

 

هدف دروس سایت این است که به هر شخص فرصتی عطا کند تا در سیاحتِ روحانیِ خود، روی صندلی رانندگی خودش قرار بگیرد. چه کس دیگری (غیر از شما) میتواند آنجا بنشیند؟ این (عدم ترویج و انحصار) یک عقیده ناصحیح و غیر متعارف برای انتقال دانش معنوی است. در حالیکه محورِ گسترشِ روزافزون  علم و دانش در طی چندین قرن گذشته، کاربردهای عملی آن بوده است. همچنانکه در دور و اطراف ما هویدا است، استفاده های کاربردی از دانش، بسیار خوب به پیش میرود. اما آیا این امری است که قطعا برای هر کس، مطمئن و ایمن است؟ خیر، اینگونه نیست. همیشه دسترسی به دانش های قدرتمند برای برخی از افراد خطراتی بهمراه داشته است. آیا این بدان معنی است که ما نباید ماشین، هواپیما، الکتریسته یا اینترنت داشته باشیم؟ آیا خطرات گاهگاهی که در نتیجۀ شناخت (ناصحیح) از تمارین پیشرفتۀ یوگا برای برخی پیش می آید بدین معنی است که آنها نباید در اختیار همگان قرار گیرند؟ امیدوارم اینگونه نباشد. بغیر از انجام این تمارین، چطور کل بشریت می تواند سفر در جاده های درونی به سمت سرورِ آگاهی خالص و اکستاسی الهی را فرا بگیرد؟ امری که یک چالش است. فضانوردان نهایتاً به مریخ و ورای آن پیش خواهند رفت. همۀ ما نهایتاً با بیکرانگی درونی خویش پیوند خورده و آن تجربه را بسمت زندگی هر روز خود بیرون خواهیم کشید. این سفرِ روح انسان بسوی ماوراء و تعالیِ روز افزون و همیشگی است. ما بطور شهودی می دانیم که لایتناهی هستیم و هیچ محدودیتی برای آنچه که می توانیم تجربه کنیم وجود ندارد. 

 

حال (سوال این است) که در ارتباط با اینگونه تجارب کوندالینی که اخیرا (در دروس قبل) نیز بدان پرداختیم چه تدبیری داشته باشیم؟ برخی از این تجارب تا حدی شدید هستند. آیا این تجربیات برای نیل به روشن بینی ضرورت دارند؟ آیا میتوان بدون داشتن چنین تجارب حاد و تحمل سختی آنها در این میان حرکت نمود؟ اجازه دهید برای چند دقیقه ای به عقب بازگشته و سعی کنیم دورنمایی از تجربیات کوندالینی ترسیم نمائیم، و بدانیم چرا آنها اتفاق می افتند و جایگاه آنها در سرتاسر سفر روشن بینی چیست؟ بدین منظور به مرور مجدد درس "علایم بین راه روشن بینی" در پرسش و پاسخ های مراقبه می بپردازیم: 

 

در آن درس، ما از سه مرحلۀ روشن بینی صحبت کردیم که گاهی هر یک با ویژگیهای خاص خود در تجربیات ما بروز میکنند.

 

مرحلۀ اول برخاستن سکوت در سیستم اعصاب است. سکوتِ عمیق، ماهیت جوهریِ سرور آگاهی خالص است. این سکوت، ثبات مطلق است، هیچ چیز آن را به حرکت در نمی آورد. سکوتی که همچون بنیاد صخره ای استوار، زیربنای هر آن چیزی است که هستیم و انجام میدهیم. سکوتی که جوهر و خمیرۀ (اصلی) وجودیِ ماست. (کسی که ما واقعا هستیم). این سکوت در درجه اول از طریق مراقبه پدیدار گشته و همچنانکه در امتداد جادۀ معنوی به پیشرفت میرسیم منبعِ آرامش درونی و امنیت پایدار میشود. آن وجود نامیرا و جاودان ماست و برخاستن آن در سیستم اعصاب خدمتی اساسی به همۀ پیشرفت های معنوی دیگر است.

 

مرحلۀ دوم برخاستن اکستاسی است. اکستاسی، پرانا است که در سیستم عصبی ما به حالتی بسیار گسترش یافته از عملکرد خود می رسد. این همان انرژی جنسی است که بسمت بالا می رود. همان کوندالینی است و همچنین سرور آگاهی خالص و سکوت عمیق است که در درون ما به حرکت درمی آید. آن در واقع بسط و گسترش تجربۀ حسی بسوی قلمروهای اکستاتیک است. چنین تغییری بوسیلۀ پرانایاما و تکنیکهای دیگری صورت میگیرد که در جهت تحریک پرانا و حالت بیداری کوندالینی طراحی شده اند. تجربیات ما در این مرحله معمولاً لذت بخش است اما گاهی تجارب میتوانند شدت گرفته و حاد شوند، یعنی همان مشکلات کوندالینی. اما چرا ؟ در ادامه بیشتر به بحث خواهیم پرداخت.

 

مرحلۀ سوم برخاستن تجربۀ وحدت است، حالتی که ما در آن همه چیز را بعنوان تجلیِ آن "یکتا"یی می بینیم که در حال یکی شدن با او هستیم. این مرحله در واقع مرحلۀ بهم پیوستن نفس فردی (ego)، سرور آگاهی خالص، اکستاسی الهی و همۀ آن چیزهایی است که در هستی فانی (دنیوی) وجود دارد. چنین امری باعث میشود که مرکزیت ما در سرور آگاهی خالص بطور اصولی (روشمند) در حرکت به ورای بدن ترغیب شود. این همان روشن بینی، ادراک و ثمرۀ یوگا است. ما با این واقعیت زندگی میکنیم که "همسایه خود را نیز مثل خویش دوست داشته باشیم". در این مرحله بطور تجربی بر ما آشکار می شود که همسایۀ ما خودِ (حقیقی) ماست. امری که اثر بزرگی بر رفتار ما می گذارد و البته  تأثیری مثبت با منافع بسیار خواهد داشت.

  

هریک از این سه مرحله در همراهی با تمارین پیشرفته ای از یوگاست و در این دروس یک توالی منطقی در تکامل این سه مرحله وجود دارد. حداقل در این دروس که اینگونه است. مرحلۀ یک، مرحلۀ دو، مرحله سه. بدین ترتیب.
 
همۀ این مراحل مرتبط با پالایش (پاکسازی) هستند. اگر سیستم اعصاب ما کاملا خالص و به نوعی از همۀ "بذرهای کارما" یی که در طول زندگی های بی شمار گذشتۀ ما انباشته شده، پاک شده بود، ما باید روشن بین بدنیا می آمدیم. آنگاه ما نیز مثل کریشنا مورتی میبایست این طرف و آن طرف می نشستیم و می گفتیم، "هیچ کاری لازم نیست بکنید، فقط آگاه باشید". نه مراقبه ای، نه بیداری هول انگیز و مهیج کوندالینی و نه اصلا سفری در کار است. فقط سرور، سرور و سرور!

 

با این همه اغلبِ ما هنوز خانه تکانی (پاکسازی) بسیاری برای انجام در پیش داریم و این امری یک شبه نیست. این مثل استخدام یک نظافت چی نیست که بیاید و در طی چند ساعت کار انجام شود. امری که حتی با بهترین تمارین معنوی، سالها و سالها و شاید عمرهای بسیار زمان میبرد. همانطور که قبلا نیز عنوان کردیم هر گونه تلاش در ارتباط با پالایش و پاکسازی هیچگاه به هدر نمی رود و این تنها چیزی است که میتوانیم وقتی این زمین را ترک می کنیم با خود ببریم.

 

پس این فرآیندِ خانه تکانی است که سفر معنوی ما و تجربۀ ما را تعیین کرده و رقم میزند و اینکه چگونه با این خانه تکانی به پیش برویم، هر گونه تفاوت (در این سفر) را ایجاد خواهد ساخت. رویکردهایی وجود دارند که بنظر از اواسط فرآیند روشن بینی شروع کرده و مستقیماً برای خیزش کوندالینی روش هایی را آغاز می کنند. بدین ترتیب چه اتفاقی می افتد؟ گاهی اوقات کوندالینی به حرکت در می آید، گاهی به حرکت در نمی آید. اگر حرکت کند، میتواند در درون سیستم اعصابی که آماده نیست و به اندازۀ کافی پالایش نشده بالا برود. این یک بیداری زودرس (نابالغِ کوندالینی) بوده که سبب سازِ بیشترین تجارب حادّ کوندالینی میشود. اینگونه روش ها یک تجارت دشوار و مستلزم دقت بسیار است چرا که ممکن است کسی در این زندگی هیچ تحریک کوندالینی به انجام نرسانده و هنوز هم در معرض بیداری زودرس کوندالینی قرار داشته باشد. بنظر میرسد که سیستم اعصاب بدین منظور (بیداری کوندالینی) سیم کشی شده است. شاید آنها اینگونه تمارین را در یک زندگیِ گذشته انجام داده اند و اکنون در حال تثبیت آن هستند. چه کسی میداند؟ اما شکی نیست که برخی مستعد بیداری کوندالینی هستند. اگر شما از این گونه افراد هستید خیلی زود ادراک نموده و مراقبت لازم را بعمل خواهید آورد. برخی دیگر از افراد بدون هیچگونه گرفتگی (انسداد) بسرعت از طریق این تمارین به پیش میروند. (کاش) همۀ ما اینگونه متبرّک شده باشیم. اما برای بیشتر مردم این یک گشودگیِ تدریجی است و تمارین پیشرفتۀ یوگا بدین جهت طراحی شده اند، نه برای خلق یک شگفتیِ یک شبه. فقط پیشرفتی تدریجی، ثابت و استوار.

 

اینجا رویکرد عبارت است از اول، انجام یک خانه تکانیِ "جامع" و ملایم. این امر بمعنی انجام مراقبه است که سکوت و سرور آگاهی خالص را به بالا کشیده و کل سیستم اعصاب را در آن شستشو (غسل) میدهد. پاکسازی بسیار موثری در کل سیستم عصبی که معمولا بسیار ملایم انجام میگیرد. همانطور که میدانید مراقبه روی اولین مرحلۀ روشن بینی کار می کند. با این حال اگر کسی مستعد مشکلات کوندالینی باشد، حتی مراقبه ملایم هم می تواند اوضاع را بهم بریزد. در این صورت باید با زمان های کوتاهترِ مراقبه، تعدیل یافته تر عمل نموده و فعالیت جسمی و پایۀ بیشتری انجام دهیم. (فعالیت های زمینه یا پایه در درس 69# شرح شد - مترجم). برای برخی افراد مراقبه هم صرفا زیاد است. تجربه، بهترین راهنما خواهد بود.

 

اگر مراقبه خوب است و آرامش و سکوت می آورد، آنگاه تنفس ستون مهره ای میتواند اضافه شود. تمرینی که بر پالایش بیشتر عصب نخاعی یا سوشومنا تمرکز نموده و میتواند با ایجاد یک جریان ملایم (در این کانال) رسانایی اکستاتیک را رشد و پرورش دهد. روشی بسیار ملایم برای تحریک کوندالینی که او (مونث) را در مسیر و مجرای صحیح، هدایت و در ارتباط و تماس با قطب متضادش (انرژی مردانه) قرار میدهد. انرژی مردانه ای که در هر بازدم از بالا به پایین کشیده میشود.

 

آنگاه اگر مراقبه و تنفس ستون مهره ای (نخاعی یا اسپاینال)  هموار و خوشایند پیش روند می توان موارد بیشتری (به آنها) اضافه نمود. این فرآیند افزودن (تمارین)، بستگی به شخص (تمرین کننده) داشته و میتواند برای ماهها، سالها و دهه های بسیار به طول انجامد. در این زمینه تجربه عامل تعیین کننده خواهد بود نه یک جدول برنامۀ دلخواه (خودسرانه).  قطعا نباید برای یافتن میانبُری مافوقِ سریع در راه روشن بینی، بسمت بلندپروازی های بی پروا متمایل گردیم. مثل این است که ما برای اولین بار سوار یک ماشین (از خانه) بسمت جاده خارج شده و بخواهیم با سرعت 160 کیلومتر در ساعت حرکت کنیم. پیامد این نوع رویکرد برای همۀ ما بخوبی شناخته شده است.

 

هر آنچه که در ارتباط با تمرینات در ایام قبل پیش آمده دیگر گذشته است و چه بد یا خوب، ما با نتایج  آن در حال زندگی هستیم. امروز ما میتوانیم از نو آغاز کنیم، و قبل از آنکه بسمت پایان راه یورش ببریم، اطمینان یابیم که از ابتدا مراقبت های لازم را بعمل می آوریم. اگر ما سکوتِ سرورانگیزِ آگاهیِ خالص را (به گونه ای) در درون خود پرورش دهیم، تا به ثبات برسد، از بهترین شانس برای یک بیداری خوشایند و لطیف کوندالینی برخوردار خواهیم شد. این یک بیدارسازیِ اکستاتیک (سرور انگیز) است بجای نوعی (بیدارسازیِ) مخوف و سهمگین. بیداری کوندالینی یک گام در امتداد جاده (روشن بینی) و جایی در میانۀ این راه است. خیزشِ کوندالینی همۀ راه نیست بلکه فقط بخشِ میانی جاده است. رشد و پرورش سکوتِ سرورانگیزِ آگاهی خالص (شامل) همۀ راه است. شروع، میانه و پایان راه و هر چیز دیگری بدان وابسته است. به همین خاطر در دروس قبل گفته شد که اگر فردی از میان همه تمارین متمایل به انجام یک تمرین باشد، مراقبه کافی خواهد بود. تمرینی که باید همیشه در مرکز تمارین ما باقی بماند. برای آنهایی که بلند پرواز هستند و هدف آنها اتمام کار در این دورۀ زندگی است، ابزارهای دیگری نیز ارائه شده است. اما هیچگاه توصیه نمی شود که از مراقبه صرف نظر کنید. سعی در انجام مواردِ دیگر بدون داشتن یک بنیاد استوار در سکوت عمیق و سرور آگاهی خالص می تواند یک سفر بسیار مشکل ایجاد نماید.

 

قبل از اینکه مستقیما به تحریک کوندالینی بپردازیم چقدر باید از طریق مراقبه خانه تکانی کنیم؟ این امر بستگی به شخص دارد. اگر سکوت درونی از ثبات خوبی برخوردار باشد، شاید بزودی. برای دیگر افراد، مراقبۀ آسانِ هر روزه برای سالها و دهه ها راه خوبی خواهد بود. این ترکیبی از ظرفیت شما و اشتیاق (باکتی) شماست که مسیر شما را تعیین خواهد کرد. برخی محافظه کارانه پیش خواهند رفت و برخی نیز بسیار توفنده. فقط یه یاد داشته باشید که رُم در یک روز ساخته نشده بود. خط سیر زمانی خود را پیدا کنید، ظرفیت خویش را بشناسید. روزی و زمانی موارد بیشتری به تمارین خود اضافه خواهید کرد. این یک سفر طولانی است. نمی شود آنرا یک شبه رفت. نیازی نیست که چرخ های ماشین (بدلیل سرعت بالا) چه در دور اول یا بر روی یکصدمین دورِ مسیر از جا کنده شوند.

 

 

استاد در درون شماست.

 

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp