AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

 درس 20  مراقبه ، پرسش و پاسخ – روشن بینی بدون خدا ؟

 

 

نویسنده : یوگانی

 

تاریخ : یکشنبه 30 نوامبر 2003 ساعت 4:02 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس ( درس اول ، " این بحث برای چیست ؟ " ) آغاز نمایند . چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

* (روی سخنِ این درس بیشتر با جوامع و مخاطبینِ غربی است که امروزه در آنها افراد بی خدا نیز یافت میشوند - مترجم)

 

پرسش: من یک بی خدا هستم. یکی از دوستانم در مورد این گروه با من صحبت کرد. راستش را بخواهید من مفاهیم مذهبی را آزار دهنده می یابم. اما از روی کنجکاوی مراقبه را امتحان کردم و بنحو دلپذیری دچار حیرت شدم. دوست دارم که  آن را ادامه دهم زیرا باعث آرامش اعصابم می شود، و هم چنین کنجکاوم ببینم که از این راه چه چیزی در مورد خودم می توانم بیاموزم. با این وجود من هنوز یک فرد بی خدا هستم! آیا روشن بینی با چنین شرایطی یعنی بدون اعتقاد به خدا نیز ممکنست ؟

 

پاسخ: روشن بینی در هر دو صورت چه با خدا و چه بدون خدا ممکن است. این بدان سبب است که انسانها، صرف نظر از سیستم اعتقادی که بکار می برند، ذاتا قابلیت روشن بینی و دگرگونی بسمت مرحلۀ عالی تری از تکامل را دارا هستند. در واقع می توان گفت که تمام هستی در این مسیر به پیش می رود، از سنگها گرفته  تا تمام قلمرو موجودات زنده، همه چیز به پیش در حرکت است. بشریت از این قاعده مستثنی نیست. ما انسانها قابلیت بیشتری برای شتاب بخشیدن آگاهانه به این فرآیند و انتخاب مسیری سریعتر داریم. ما می توانیم این فرآیند تکاملی را با توربو شارژ (Turbo Charge) طی کنیم. (نویسنده فنون یوگای مطرح شده در این دروس را به توربو شارژ تشبیه کرده. موتورهایی که با ابعاد کوچک و وزن کمتر، قدرت و راندمان بسیار بالاتری را ایجاد میکنند - مترجم). در واقع تمارین پیشرفتۀ یوگا در همین ارتباط هستند.

 

تکامل معنوی انسان همیشه رازگونه و اسرار آمیز بوده است. این یک راز گونگیِ عملی است. یک راز گونگیِ هدفمند. مفهوم خدا با بشریت یک رابطۀ ساختاریِ ضروری داشته است. این مفهوم، بشریت را قادر می سازد که تسلیم مقصد عالی تر خود شده و با شور و شوق بدان نزدیک گردد. مقصود اصلیِ اعتقاد به خدا همین است. اعتقاد به عالی ترین حدِّ مقصد و تقدیرِ بشری که از درون انسان ظهور کرده و نهایتا در همۀ پیرامون ما تجربه می شود. اعتقاد به خدا به مردم کمک می کند تا شخصاً در هیجان انگیز ترین بخش سیاحت انسانی یعنی فرایند روشن بینی شرکت جویند.

 

آیا برای آن که این گشودگی صورت بگیرد اعتقاد به خدا لازمست ؟ نه، اما ضروری است به چیزی اعتقاد داشته باشیم تا ما را در مسیر روشن بینی حرکت دهد .

 

اگر ما در کافه ای در نیویورک نشسته باشیم و من به شما بگویم که سه هزار مایل آنطرف تر جایی شگفت انگیز بنام کالیفرنیا وجود دارد که شما باید بروید و آن را ببینید، چرا باید شما بدانجا بروید؟ فرض کنید شما حرف مرا باور نداشته باشید، و کلا  وجود چنین مکانی را باور ندارید، چطور باید برای رفتن بدانجا انگیزه پیدا کنید؟ این باید سخت باشد. اگر هرگز به غرب رودخانۀ می سی سی پی نرفته باشید، ممکن است فکر کنید که هرکس که از رودخانۀ می سی سی پی عبور کند از لبۀ زمین پایین می افتد! این همان حقیقتی بود که اروپائیان قبلاٌ درمورد اقیانوس اطلس فکر می کردند تا آنکه کُلمب (Colombus) و ماژلان (Magellan) ثابت کردند که دنیای جدیدی در آن سوی اقیانوس و فراتر قرار دارد.

 

برای انگیزه داشتن در جهت کاری که شما را به پیش حرکت دهد، باید امکان وجود مقصد را باور کنید. محرکِ اصلی بسیاری برای سفر به سوی رستگاری، اعتقاد به خداست. اما لازم نیست اعتقاد به خدا باشد، می تواند اعتقاد به حقیقت باشد، اعتقاد به اینکه حقیقتی نهایی دربارۀ ما و در درون ما وجود دارد، و اینکه ما می توانیم آنرا زندگی کرده و به آن بدل شویم. آن همچنین می تواند اعتقاد به یک فرآیند دگرگونیِ شخصی، و تجربۀ خود ما از این دگرگونی از طریق مراقبه و سایر روشهای یوگا باشد. تجربۀ این سفر که به شکلی طبیعی از طریق تمارین گشوده می شود می تواند ما را بیش از حدِ کافی متقاعد کند، و پس از اینکه فرایندِ تمرین به جریان افتاد، تجارب ما از سرور و سکوتِ عمیق، آتش اشتیاق ما را برای پیشروی، بیش از پیش روشن می سازد. چه ما آن را به حساب پیدایش تجربۀ آرامش و سرور خود بگذاریم، یا به ایدۀ پیشروی به سوی حقیقت نهائی زندگی، یا نوعی ارتباط با خدا، نتیجه شبیه خواهد بود: سرسپردگی تزلزل ناپذیر برای یکی شدن با " آن " که حقیقت نام دارد.

 

مسیح می گوید: "شما حقیقت را خواهید دانست، و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد." اینجا هیچ ذکری از خدا به میان نیامده است.

 

در بودیسم (Buddhism) یا تائویسم (Taoism) کلمۀ خدا وجود ندارد و هرکدام از آنها  انگیزه های عقلانی و ادراکیِ خودشان را برای نزدیک شدن به بی نهایت درون پیدا کرده اند. در واقع مورد مشابهی که در همۀ رویکردها جستجو می شود، همان حقیقت عظیم درونی است که در ژرفای قلب، ذهن و حس های ما آرمیده و ما می توانیم با بهره گیری از ابزارهای هدایتی به آن بپیوندیم. همان حقیقتی که به نوبۀ خود، قلب، ذهن و حس های ما را به نور خود روشن می سازد. این همان پیوند و پیوستن است. بنابراین هر نام یا ساختار اعتقادی که محرک فرد باشد، مادام که طالب حقیقت، انگیزه ای برای بکار گیری روشهای دگرگونی به شکل روزانه و استوار داشته باشد، نتیجه یکسان خواهد بود.

 

پس این مهم نیست که شما دقیقا چطور مکانی را که "کالیفرنیا" نامیده میشود باور داشته باشید. حتی ممکن است آن را با نام های دیگری بخوانید. اگر بقدر کافی اعتقاد داشته باشید که حاضر شوید یک پا را جلوتر از دیگری قرار دهید، سرانجام در می یابید که انگشتان پا را در اقیانوس اطلس فرو برده اید. اما اگر آن را آنجا باور نداشته باشید، احتمال اینکه کوششی برای پیش رفتن و رسیدنِ بدان مکان نمایید وجود نخواهد داشت. امر به همین سادگی است.

 

به روشن بینی به هر طریقی که برای شما الهام بخش ترین است فکر کنید، و این الهام را برای اجرای هر روزۀ مراقبه بکار بگیرید.

 

نسبت به خواهران و برادران خود که عقایدی عزیز و در عین حال متفاوت از شما دارند شکیبا باشید. هریک از ما شوق رفتن به این سفر را به گونه ای خاص در خود ایجاد کرده و توسعه میدهد و همۀ ما در راه رسیدن به خانه (موطن اصلی) خود هستیم.

 

 

استاد در درون شماست.
 

توجه : برای آگاه شدن از جزئیات آموزش ها در ارتباط با مراقبه به کتاب " مراقبۀ عمیق " مراجعه نمایید.

 بعدی | قبلی

 

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp