AYP persian - تمرینات پیشرفته یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفته یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

درس 219 پرسش و پاسخ - کج خُلقی در فعالیت ها

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: یکشنبه 18 جولای 2004، ساعت 0:10 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس (درس اول، "این بحث برای چیست؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

 

پرسش: من برای سالهای بسیار مراقبه کرده و روش های بسیاری را نیز تمرین کرده ام. مشکلی که من دارم به قرار زیر است:

 

روش تمرینی من عبارت است از انجام تنفس ستون مهره ای، باستریکا و تنفس متناوب از سوراخ های بینی که همگی بواسطۀ مودراها و بانداهای مربوطه حمایت میشوند. سپس به انجام تمرین مراقبه با مانترایی که در همین دروس عنوان شده میپردازم. یک روال تمرینی ایده آل برای من. در حین انجام این روال از تمرین، ذهن من بسیار آرام و شفاف است. بسیار سرخوش. اگرچه هنوز از بنیان سکوت (درونی) کم و بیش بی نقصی برخوردارم اما خود را بسیار نابردبار و تا حدی خشم آلود می یابم. هرچند که ذهنم آرامش درونی را بر تحریکات معمولی که در محیط خانه و کار پیش می آید، ترجیح میدهد. این تحریکات حقیقتا سبب ساز ناسازگاری و تضادهای بسیاری در محیط کار میشوند. تمرین مراقبۀ قبلی من تمرینی است آگاهانه مبتنی بر ملاحظۀ حرکات شکم در حین تنفس، که اثر همین تمرین و آگاهی بر تنفس است که مرا آرام و بردبار میکند. اما من باید آموزه هایی که شما در این سایت ارائه کرده اید را بر تمرین بودیست مذکور ترجیح داده و جایگزین نمایم. بنظرم مشکل از آنجا آغاز میشود که من انرژی مازادی را بسمت سر میفرستم. امری که مرا نابردبار و رنجور میسازد. حرکات شکم بعنوان موضوع تمرکز و آگاهی با نوسان خود موجبات تجمع انرژی را فراهم میسازد که بیشتر نیز ایجاد تعادل و تعمیم در انرژی مینماید.

 

البته این موارد هیچگاه پیشرفتی در کوندالینی ایجاد نخواهند ساخت. نظر شما؟

 

پاسخ: سپاس از شما برای درج و اشتراک گذاریِ این تجربه.

 

انرژی شدیدی که در مراکز بالایی (از قلب بسمت بالا) جولان میدهد احتمالا همان ریشه و دلیل زودرنجی شما در فعالیت روزانه است. اما چرا؟

 

دلیل این امر شاید اینست که تمرین زیادی بشکل فشرده و در زمانی کوتاه به انجام رسیده است و شما جلسه نشست خود را با پالایش بیش از حد معمول ترک میکنید. میزان پالایشی که بیش از حد بوده و بواسطۀ آن نمیتوانید تا در حین فعالیت احساس راحتی کامل کنید. حتی افراد با تجربۀ طولانی در یوگا و مراقبه با چنین مشکلاتی مواجه میشوند. هرکسی با افزودن و بازچینش برنامۀ تمرینی خود در اغلب موارد دچار زیاده روی در تمرین شده و یا بشکل ناگهانی به افزایش کلی زمان تمرین میپردازد. اگر برخی حساسیت های ذاتی در سیستم عصبی وجود داشته باشند (همانطور که در درس قبلی 218# مطرح گردید) میتواند چنین ناراحتی هایی را به فعالیت پس از تمرین سرایت دهد. هرچقدر که سکوت درونی از حضور پر رنگ تری برخوردار باشد، نارحتی و تلخ کامی رخت برمیبندد. و البته که حس آرامش موجود در سکوت درونی (نظاره گری) کیفیتی است عالی. در مراحل شکل گیریِ خیزشِ سکوت درونی، نوعی تضاد و تقابل با فعالیت های بیرونی رخ خواهد نمود. که همین خود برداشتی است از تعارض میان سکوت درونی و خشونتی که شاید در فعالیت های بیرونی تجربه میکنیم. امری که شما متذکر شدید. اما این صرفا یک برداشت است. درواقع هیچگونه تعارض و ستیزی وجود ندارد و این ناراحتی ها ناشی از اصطکاک بیش از حد انرژی ای است که از اعماق سیستم عصبی ما جوشش زده و به سطح می آید. سیستم عصبی ای که هنوز بقدر کافی پالایش نیافته و با میزانی از جریان بالای انرژی در خود، تطابق و سازگاری ندارد. این امر بدلیل وجود سکوت درونی و یا هر مورد متعارض با آن رخ نمیدهد. بلکه بدلیل انرژی بیش از حدی است که به جریان افتاده و همان بُعد شاکتی در ما است. همانطور که میدانید، سکوت درونی بعد شیوا در ما است. راه حل در این موارد عبارت است از تعدیل و تنظیم تمرینات بنحویکه انرژی های درونی ما بتوانند براحتی با فعالیت های روزمره یکپارچه و تعدیل گردند. اگر دیدگاه ما این باشد که تنها راه رستگاری همانا کار کردن بر روی جنبۀ شیوا و سکوت درونی است، بدون آنکه در جزر و مدّ دنیای پیرامون شرکتی داشته باشیم، آنگاه است که فرصت نیل به مراحل عالی روشن بینی را از دست خواهیم داد. روشن بینی غایی مستلزم یکپارچگی کامل سکوت درونی با جریان انرژیِ جاری در همۀ خیابان های زندگی است. زمانیکه چنین امری بواسطۀ ترکیب متعادلی از تمرینات و فعالیت ها صورت میگیرد، آنگاه است که روانۀ شناخت و ادراکِ پیوند کاملی از سُرورِ آگاهیِ خاموش و انرژی اکستاتیکِ جریان یافته در هرکجا خواهیم شد. و این همان آزادی حقیقی در این دنیاست. همه کس و هر چیز یکی بیش نمیشود. همان یکی که هستیم و خود حقیقی ماست.

 

زان پس چیست که بتواند ما را آشفته و غمگین سازد؟ آنگاه است که ما در بهترین وضعیت خواهیم بود تا در دنیا و از برای مواردی که برایمان مهمترینند ایستادگی کرده و در عین حال هرلحظه لبخند بزنیم.

 

تمرین آگاهی بر تنفس شکمی که شما عنوان کردید شاید دارای فوائدی باشد اما نمیدانم در درازمدت، چه میزان پیشرفت را برایتان به ارمغان خواهد آورد. به هر حال همانطور که شما نیز ذکر کردید، این تمرین محدودیت های ذاتی خود را نیز دارد. ضمن اینکه اگر شما در همان روزِ تمرین مراقبه و تنفس ستون مهره ای، به تمرین آگاهی بر تنفس میپردازید باعث میشود که زمان تمرین و نشست شما "دو چندان" شود. دو چندان شدن تمرین، شما را مواجه با پالایش بیشتری در قیاس با انجام تمرین معمول خواهد نمود که مسلما میتواند زمینه ساز تحریک و شدت یافتن جریان انرژی درونی گردد. دلیلی که شاید آنقدرها بنظر نیامده و مورد توجه قرار نمیگیرد.

 

پس راه حل چیست؟ اول از همه به شما توصیه میشود که هرآنچه را که انجام میدهید مدیریت کنید. ابتدا با تمرین پایۀ مراقبۀ عمیق آغاز کنید. اگر تاکنون بدین تمرین نپرداخته اید میتوانید بازگشت نموده و به تمرین سادۀ مراقبه بمدت فقط 15 تا 20 دقیقه، دوبار در روز و بدون هیچ تمرین اضافۀ دیگر بپردازید و ملاحظه کنید که چنین روندی آیا ثبات لازم را در فعالیت های روزانه شما ایجاد میسازد. اطمینان یابید که قبل از برخاستن از مراقبه حداقل 5 دقیقه به استراحت میپردازید. برخاستن فوری از نشست مراقبه، بتنهایی میتواند سبب سازِ میزان بالایی از زودرنجی در طول روز گردد. اگر رعایت همین روال ساده از تمرین، ثبات لازم روزانه را فراهم ساخت آنگاه خواهید فهمید که در روال تمرینی قبلی خود به نوعی زیاده روی دست زده بودید. پس انتخاب و افزون سازیِ هر تمرینی در روال روزانه بستگی به حفظ کیفیت ثبات روزانه داشته و در صورت تمایل میتوانید با افزون سازیِ تدریجی و یکی یکیِ تمرینات، قبل از افزودن تمرین بیشتر، در هر سطح از تمرین جدید، تثبیت یابیید. این را نیز به خاطر داشته باشید که افزایش تمرینات به بیشترین حد خود، واکنش تاخیری اثرات انرژی را بهمراه دارد. (یعنی اثر تشدید انرژی پس از چند روز تا یک هفته نمودار میشود نه همان روز - مترجم). به خوبی، حداقل یک تا دو ماه طول میکشد تا هر تمرین مجزایی قبل از افزودن تمرین بعدی به ثبات لازم دست یافته و وضعیت مناسبی را ایجاد سازد.

 

اگر بتنهایی با 15 تا 20 دقیقه مراقبه و استراحت خوبِ پایانی آن در حین روز، کماکان دچار زودرنجی بودید، باید بدانید که شما با نوعی حساسیت پذیری موقت یا دامنه دار در سیستم عصبی خود برخوردارید. در این مورد میتوانید زمان مراقبه را کاهش داده و بر زمان استراحت پایانی بیافزایید تا حال شما در فعالیت روزمره تلطیف گردد. افزودن 5 تا 10 دقیقه تنفس ستون مهره ای قبل از مراقبه میتواند نقش مهمی در تثبیت جریانات انرژی درونی ایفا کند. مجموعه ای سبک و ملایم از آساناها (5 تا 10 دقیقه) پیش از نشست تمارین نیز میتواند در تثبیت ناملایمات پس از تمرین، یاریگر باشد. شاید شما نیاز داشته باشید تا چندین ترکیب تمرینی را امتحان کنید تا دریابید کدامیک روی شما بخوبی کار میکند. (در دروس 160# و 200# این فرآیند مورد بررسی قرار گرفت). در ارتباط با افزودن مودراها، بانداها، سیداسانا، کومباکا و غیره نیز فعلا دست نگه دارید تا به سطح تثبیت یافته ای از تمرین دست یابید. سطحی که در فعالیت هایتان لطافت و آرامش ایجاد میسازد. شما میدانید که همۀ این تمرینات سنتی (اصیل) به افروختن آتش (گرما) میپردازند. پس از آنکه به سطح ثابت و استواری از تمرین دست یافتید، آنگاه میتوانید سایر موارد را بشکل تک به تک (هر دوره زمانی یک تمرین) به برنامه (سادانا) اضافه کنید. هرکسی باید قبل از افزودن تمرین جدید در تمرینات قبلی تثبیت لازم را یافته باشد.

 

میدانم که همۀ این مطالب و تمرینات شاید بنظر خسته کننده و وقت گیر بیایند بویژه اگر در سایر سبک ها پیشرفته باشید و بخواهید سبک جدید تمرینات این سایت را نیز در پیش گیرید. اما واقعا راه دیگری به جز برپایی یک نظام منسجم تمرینی وجود ندارد، نظامی که سُرور اکستاتیکی را که قطعا سزاورش هستیم در فعالیت ها نصیبمان سازد. اگر در حال تجربۀ بی ثباتی باشیم، این وظیفه ماست که به سطح ثباتمندی از تمرین بازگردیم. امری که هم برای تمرین گران پیشرفته و هم مبتدی صادق است. حقیقت اینست که اینگونه بی ثباتی ها، با حرکتِ ما در قلمروهای پالایش یافته ترِ  تمرین و تجربۀ پیشرفته بسیار بدیهی و متداول بوده و تعدیلات لازم، ضروری خواهند بود. ما میتوانیم برای روزها به خوبی پیشروی کنیم اما به ناگهان همۀ این روند رو به پیش و خوشایند با رهایش انسدادی عمیق و درونی مواجه شده و ما را وادار سازد که برای روزها، هفته ها و یا حتی ماه ها به سطوح اولیه و ابتدایی تمارین بازگردیم. امری که برای هر کسی محتمل و اصلا بخشی از این سفر و سیاحت است. به رسمیت شناختن این احوالات مهم است. اینکه بدانیم هر از گاهی در مسیر به پیچ های تند رسیده و نیازمند کاهش سرعت هستیم و باید در این زمانها موقتا فشار پا را بر پدال گاز کاهش داده و یا اینکه خطر یک رانندگی پرخطر و درهم شکستگی (تصادم) را به جان بخریم. این همان فلسفۀ خودگامی است. پس از آنکه به شناخت تمرینات پیشرفته نائل آمدیم، نحوۀ سفر ما بسمت خانه و مقصد روشن بینی باید عاقلانه، ثباتمند و پرلطافت باشد. همۀ تدبیر خودگامی به همین خاطر است. 

 

امید دارم که همۀ شما در مسیر معنوی دلخواه و برگزیدۀ خویش موفق باشید.

 

 

استاد در درون شماست.

بعدی | قبلی

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp