AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

درس 204 خلاصه ای از اصول تمارین و قابلیت های ایجاد شونده

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: چهارشنبه 2 ژوئن 2004 ساعت 11:30 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس (درس اول، "این بحث برای چیست؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

ما در شش ماه گذشته حجم گسترده ای از اطلاعات را ارائه کردیم و اینک در نقطه ای قرار داریم که همۀ تمرینات پیشرفتۀ اصلیِ یوگا به اشتراک گذاشته شده است. آیا این بدان معناست که دیگر چیزی برای افزودن در مسیر تمرینات وجود ندارد؟ من فکر نمیکنم هیچگاه بتوانیم به چنین جایگاه و مرحله ای برسیم چراکه یوگا عرصه ای است بسیار گسترده، با جزئیات بیشمار که شرح و بیان همۀ آن نیز مسلما بی انتها و نامحدود است. تمرینات بسیاری وجود دارند که فرعی و یاریگر محسوب شده و میتوان بدانها ورود یافت. شاید با ادامۀ این مجموعه دروس آنها را نیز عنوان کردیم. اما تا بدین مرحله در دروس اصلی و تانترا، اصلی ترین تمرینات تشریح و ارائه شده است. با بکارگیریِ تمرینات پیشرفتۀ ارائه شده تا اینجای کار، میتواند پالایش و گشودگیِ بسیار زیاد و عمیقی در سیستم عصبی ایجاد گشته و هر چیز دیگری که لازم برای روشن بینی است نیز بشکل خودکار و بواسطۀ یکپارچگی روش های یوگا از راه خواهند رسید.

 

هدف این مجموعه دروس نیز فراهم ساختن ابزارهای حیاتی در جهت تحریک سیستم عصبی برای پالایش و گشودگی خودش است. وقتی چنین فرصتی به سیستم عصبی داده شود، برای انجام چنین پالایشی بسیار متمایل میگردد. پس از آنکه توپ به حرکت افتاد، بسیاری از جنبه های تمایلات طبیعی ما در جهت استحاله (دگرگونی) معنوی انسان بیدار میشوند. بدین ترتیب هدف این مجموعه دروس، یاری شما در جهت خودکفا و راهبر شدن در طریق یوگاست.

 

در ابتدای این دروس، ما از قابلیت هایی طبیعی صحبت بمیان آوردیم که درون هر یک از ما وجود دارند. توانایی هایی که صرفا نیازمند میزانی از تحریک هستند تا ما را بسمت گشودگی های آگاهانۀ باطنی و سوی بیکران سوق دهند. این قابلیت ها ریشه در چندین اصل بنیادین دارند که در سیستم عصبی ما ذاتی هستند. همگی ما در جهت تجربۀ سرورِ بیکران و اکستاتیکِ (سرورانگیز) الهی طراحی و ساخته شده ایم!

 

در این مجموعه دروس تا اینجا به مرورِ این موارد پرداخته ایم: 1) اصول بنیادین 2) قابلیت های طبیعیِ نتیجه شده از این اصول 3) تمریناتی که منجر به تحریک لازم برای ظهور این قابلیت های طبیعی میشوند. جوهرۀ دانش یوگا عبارت است از اکتشاف و بکارگیریِ ساده ترین و قدرتمندترین ابزارها برای ارتقاء حداکثر قابلیت های طبیعی موجود در ما. قابلیاتی که با احیاء آنها، دگرگونی معنوی شتاب میگیرد. همان هدفی که این درس ها برای آن نگاشته و ارائه شده است.

 

اصول بنیادین دگرگونی معنوی انسان به اندازۀ کافی ساده است، اصولی که ما در بیشتر این دروس با آن در ارتباط بوده و از زوایای بسیار مختلفی شرح دادیم. آنها پنج اصل را شامل میشوند:

 

اصول بنیادین

 
1) شیفتگی (مجذوبیت) به خدا یا حقیقت: اصلی که بعنوان اشتیاق عنوان شد و همان عشق است. 

 

2) پالایش و گشودگی: فرآیندی که سیستم عصبی هر انسان طبیعتا متمایل به سیر (و حرکت) در آن است. 

 

3) سکوت درونی: سُرورِ آگاهی خالص، حالت طبیعی (فطری) ما که با رخ نمودن پالایش و گشودگی ها، از طریق سیستم عصبی درخشش و ظهور می یابد.

 

4) اکستاسی (جذبه و سُرور): وقتی سیستم عصبی ما بواسطۀ نیروی حیاتیِ بیدار شده تحریک شود، تجربه میگردد. (رسانایی اکستاتیک)

 

5) اتحاد (وحدت): استحالۀ ما در جهت حالتی وحدت آفرین و مانا (همیشگی). این اتحاد ثمرۀ پیوند سکوت درونی و اکستاسی است. اتحادی که همان عشق است.

 

این اصول بنیادین روشن بینی با عشق آغاز گشته و با عشق نیز به پایان میرسد. این عشق است که ما را به عرصۀ استحالۀ معنوی بشر رهنمون میسازد. استحاله ای که با پالایش و گشودگیِ سیستم عصبی آغاز میگردد. پالایش و گشودگی نیز ایجادگرِ دو اصلِ سکوت درونی و رسانایی اکستاتیک در ما و نهایتا پیوند آنها (وحدت) میشود. عشق برای صورت دادن به این مراحل، روش های یوگا را بکار میگیرد. مجموعه روش هایی که از قابلیت های طبیعی موجود در همۀ ما که با پنج اصل بنیادین مرتبط هستند بهره برداری میکنند.

 

قابلیت های طبیعی

 
1) قابلیت اشتیاق (خواسته)، که بشکل مستمر در جهت موضوعی بکار گرفته شود. بدین ترتیب تجلیات بیرونی و درونی انرژی حیاتی ناگزیر به راه هایی کشیده میشود که تجربۀ زندگی را اساساً تغییر میدهد.

 

2) قابلیت ذهنی ما که ناگزیر و طبیعتا (از طریق اصول بنیادین) بسمت سکون (بی تلاطمی) حرکت میکند. نوعی هوشیاری (آگاهی) بدون حضور هیچ موضوعی. چنین حالتی سکوت درونی و یا سُرورِ آگاهی خالص نیز نامیده میشود.

 

3) قابلیت پالایش ذهن که بشکلی بی تلاش و آسان از طریق یک صوت انجام میگیرد. بدینوسیله ذهن بارها و بارها (در حین مراقبه) به سکون کشیده میشود. اصوات ویژه ای وجود دارند که که در جنبه های خاصی از سیستم عصبی طنین می اندازند. اصواتی که میتوانند بطور گزینش یافته در جهت تحریک سیستم عصبی و روند مرتب دگرگونی بکار گرفته شوند.

 

4) ارتباط بدن و ذهن. با چنین ارتباطی، طبیعتا از طریق پرورش سکون ذهن قادر به ارتقاء و تثبیت سکون بدن، متابولیسم و تنفس میگردیم. این همان یکپارچگیِ یوگا است که بواسطۀ گشودگیِ سیستم عصبی به طُرُق بسیاری تجربه میشود.

 

5) قابلیت سیستم عصبی برای برافراشتنِ طبیعیِ کیفیت سکون یا آگاهیِ درونی، سرور انگیز و خاموش ما. حالتی که "شاهدخاموش" نام میگیرد.

 

6) قابلیت مهار و قاعده مند سازیِ تنفس که منجر به تاثیر بر جریان انرژی حیاتی در سیستم عصبی گشته و حسی از وانهادگی ایجاد میکند. روندی که نهایتا به احساس اکستاسی در بدن می انجامد.

 

7) قابلیت سکون درونی و جریان انرژی حیاتی در بدن برای زدودن انسدادهایی که عمیقا در سیستم عصبی لانه کرده اند. امری که با پالایش و گشودگیِ تدریجی، هوشیاری ما را بسمت تجربۀ گسترش یافته ای از صلح درونی، انرژی خلاق، شادی و عشق سوق میدهد.

 

8) قابلیت مهار و قاعده مند سازیِ تنفس برای "بیدارسازیِ" ذخیره گاه عظیم نیروی حیاتی واقع شده در ناحیۀ لگن. بدینوسیله وقتی تنفس به ملایمت مهار گردد، انرژی جنسی به جبرانِ کاهش اکسیژن ورودی، در سیستم عصبی ما به سطوح بالاتر کشیده میشود.

 

9) قابلیت آگاهی بر تاثیر جریان نیروی حیاتی در بدن. بویژه وقتی این آگاهی با مهار و قاعده مند سازیِ تنفس، تلفیق شود.

 

10) قابلیت تحریکِ فیزیکیِ عصب های ویژه و شبکه های پیچیدۀ عصبی برای ارتقاء و هدایت جریان نیروی حیاتی در بدن.

 

11) قابلیت بیولوژیک سیستم عصبی در ناحیۀ مرکز و جلوِ سر (چشم سوم) برای اتصال یافتن و هدایت (کنترلِ) سلسلۀ اعصابِ قسمت پایۀ ستون فقرات و ذخیره گاه عظیم نیروی حیاتی (انرژِی جنسی) واقع در آن ناحیه.

 

12) قابلیت عصب مرکزی ستون فقرات در هدایت نیروی حیاتی و انرژی اکستاتیک بین قلمرو لگن و چشم سوم. این عصب مرکزی متعالی، عصب نخاعی نام دارد.

 

13) قابلیت عصب نخاعی در پرتوافشانی (گسیل) نیروی حیاتی و انرژی اکستاتیک به سرتاسر بدن و روح بخشیدن به هر جنبه از بیولوژیِ والای سیستم عصبی درونِ ما در روشی منظم و ثباتمند. بدین ترتیب رسانایی اکستاتیک بشکل دائمی ظهور می یابد.

 

14) قابلیت سیستم عصبی در تشدید قدرت یک فکر، وقتیکه آن فکر در سکوت عمیق درونی بنیان نهاده شود. ثمرۀ چنین قابلیتی اثرات پالایشی عمیقی است که بر بدن و حتی محیط پیرامون اعمال میشود.

 

15) قابلیت سکوت درونی و انرژیِ اکستاتیک برای پیوند با یکدیگر و ایجاد یک حضورِ متحد و خودآگاه در سیستم عصبی. کیفیتی که در شکل سُرور اکستاتیک تجربه میشود. بدین ترتیب ما در راستای شناخت تجلی خویشتن خویش قرار می یابیم.

 

16) قابلیت سُرور اکستاتیک در پرتو افکنی و جریان از ما بسمت محیط پیرامون در شکل عشق الهی. آنگاه است که خویشتن خود را در قالب هرآنچه که با آن رو در رو گردیم ادراک میکنیم. مرحله ای که شکوفایی طبیعیِ عشق الهی در شکل خدمت به همۀ موجودات ایجاد میشود.

 

تمامی این قابلیات در ما بالقوه وجود دارند و فقط نیازمند میزانی تلنگر هستند تا در نحوۀ عملکرد سیستم عصبی تغییر ایجاد شده و به فعلیت دست یابند. با دسترسی به حوزۀ گسترده ای از تمرینات پیشرفتۀ یوگا، میتوانیم تلنگر بسیاری اعمال کرده و همۀ قابلیت های طبیعیِ خویش را تحریک کنیم. توانایی هایی که میتوانند ما را در امتداد جادۀ دگرگونی معنوی انسان به پیش برانند.

 

هر کس نسبت به این فرآیندهای تحریکی (با روش های یوگا) واکنش تا حدی متفاوت نشان میدهد و این واکنش متفاوت ناشی از تفاوت هایی است که هر یک از ما در ساختار و شاکلۀ انسدادهای درونی خود داریم. انسدادهایی که می بایست بشکلی ایمن و ثباتمند از میان برداشته شوند. همۀ ما میتوانیم از طریق یوگا چنین سیاحت دگرگون سازی را رقم بزنیم. چنین استحاله ای فقط بستگی به نوع مدیریت در هدایت تمرینات خواهد داشت. امری که آن را "خودگامی" نام نهادیم.

 

عمده هدف ما، توسعه و پیشرفت سیستم جامعی از تمرینات یوگاست که پرورش قابلیات مذکور در فوق را تحریک و تسریع نموده و تجربۀ آگاهی ما را به تحقق پنج اصل بنیادین رهنمون سازد.

 

حال اجازه دهید تمرینات را نیز برای مرور، فهرست (کلی) کنیم.

 

تمرینات

 

1) پرورش اشتیاق به تمرینات: اشتیاقی که باکتی نام داشته و همان عشق به حقیقت یا پروردگار در قلب است. باکتی یا اشتیاق، موتوری است که همۀ تمرینات یوگا را به پیش میراند. باکتی را از طریق توجه به آرمانی والا و برگزیده (ایشتا) شکل میدهیم. یعنی همۀ اشتیاقات و عواطف خود را چه مثبت و یا منفی درجهت باکتی سوق میدهیم. (رنگ باختن آنها در برابر باکتی و یکدله شدن). بدین ترتیب آهنگ شتاب و دامنۀ پیشروی ما بسوی روشن بینی بسیار ژرف و گسترده میشود. آنگاه هرآنچه که برای پیشرفت در این سیاحت نیاز داشته باشیم همچون مغناطیسی کِشنده بسمت ما جذب میشود. از جمله قدرت اراده برای بکارگیری تمرینات پیشرفته و روزانۀ یوگا تا زمانیکه سفر و سیاحت ما تکمیل گردد. 

 

2) مراقبۀ عمیق با مانترایِ "آی اَم" (به همراه دو مانترای ارتقاء یافته در امتداد راه): مراقبه عبارت است از پیگیریِ آسان و بی تلاش مانترا برای سوق دادن ذهن (و بدن) بسمت سکون (بی تلاطمی). روشی که بارها و بارها و دوبار در روز به انجام خواهد رسید. مراقبه با تحریک و پالایش عمیق سیستم عصبی زمینه ساز ثمردهیِ سکوت سرورانگیز و پایدار درونی میشود.

 

3) پرانایامایِ تنفس ستون مهره ای: که تمرینی اصلی برای بیدارسازی و تعادل بخشی به نیروی حیاتی در عصب نخاعی (بین ریشه و چشم سوم) است. نیروی حیاتی، کوندالینی نیز نامیده میشود. 

 

4) ارتقائاتِ تنفس ستون مهره ای: با استفاده از گشودن گلو در دم، انقباض دریچۀ نای در حین بازدم (اوجایی)، دنبال کردنِ جریانات سرد بالارونده و جریانات گرم پایین رونده در عصب نخاعی در حین دم و بازدم. ارتقائاتی که تحریک نیروی حیاتی در عصب نخاعی را افزایش میدهند.

 

5) مولاباندا یا آشوینی: شگردهایی که با استفاده از عضلات اسفنکتر مقعد برای بیدارسازیِ نیروی حیاتی (کوندالینی) در ناحیه ریشه به اجرا میرسند.

 

6) شامباوی: ابزاری برای ایجاد تحریک مستقیم فیزیکی در مکانیسم های عصبی ناحیۀ چشم سوم در سر. شامباوی عبارت است از خیزش و کانونی کردن چشم ها بسمت نقطۀ میانی ابروها بهمراه شیار مختصری که در آن بخش ایجاد میکنیم. از این طریق، کوندالینی از ناحیۀ ریشه و در سرتاسر سیستم عصبی به تحریکی ثباتمند و کنترل شده دست می یابد.

 

7) آساناها (وضعیت ها): کشش و خمش های اصولی بدن که مکملی طبیعی برای پرانایامایِ تنفس ستون مهره ای و مراقبۀ عمیق محسوب میشوند. آساناها، یاریگرِ پرورش و پالایش سیستم عصبی هستند.

 

8) سیداسانا: روش قدرتمندی از وضعیت نشستن در حین تمرینات که برای بیدارسازی کوندالینی در ناحیۀ ریشه استفاده میشود. در این وضعیت، پاشنۀ پا محکم در ناحیۀ عجان قرار گرفته و از این طریق انرژی جنسی به تحریکی ثابت دست می یابد. این وضعیت بمرور زمان در حین تمامی نشست تمرینات پیشرفتۀ یوگا به شکلی بی تلاش و آسان به اجرا رسیده و کل سیستم عصبی بواسطۀ تاثیر آن فروزان خواهد شد.

 

9) یونی مودرا کومباکا: این تمرین با ایجاد فشار هوا در گذرگاه های بینی و سینوس ها به گشودگی چشم سوم یاری می رساند. نیروی حیاتی یا کوندالینی از طریق کومباکا (حبس تنفس) و تکنیک های مرتبط با آن (مودراها و بانداها) در کل سیستم عصبی بیدار میشود.

 

10) رابطۀ جنسی تانتریک (روش عقب کشیدن): از این طریق دینامیسمی شبیه به سیداسانا ایجاد شده که در حین روابط جنسی با شریک و یا بدون حضور شریک (شکل انفرادیِ تمرین) بکار گرفته میشود. نزدیکی تانتریک طریقی قدرتمند در روح بخشیدن به نیروی حیاتی (کوندالینی) و توزیع آن در سرتاسر بدن است.

 

11) کچاری مودرا (چهار مرحله): مرحله 1 - خیزش زبان برای ورود به سقف و کام دهان. مرحله 2 - ورود به ورای کام نرم برای رسیدن به لبۀ تیغۀ میانی و پَسینِ بینی. ناحیه ای که بلحاظ معنوی تحریک آمیز است. مرحله 3 - ورود به بالای حفره حلق و بینی. مرحله 4 - ورود به نقطۀ میانی ابروها از طریق گذرگاه های حسّاس و معنویِ پشت حلق و بینی. ورود به مرحلۀ دوم کچاری یکی از مهیج ترین گذرها در میان همۀ تمرینات پیشرفتۀ یوگا است. مرحله ای که به تحریک گرِ اصلیِ کوندالینی مبدل شده و عمده ترین دلیل برای خیزش رسانایی پایدارِ اکستاتیک در سیستم عصبی محسوب خواهد شد.

 

12) اودیانا باندا و نولی: تحریک رو به بالای جنبش کوندالینی از طریق بکارگیری دیافراگم و عضلات شکمی. نولی عبارت از گردش عضلات شکمی است و به شدت کوندالینی را تحریک میکند.

 

13) جالاندرای حرکتی (پمپ چانه): که در همراهی با کومباکا (حبس تنفس) و یا بدون آن انجام میگیرد. در طی این روش، سر به چرخش در آمده و در هر چرخه، سر بطور اصولی به سمت قفسه سینه سقوط میکند. با این روش، انرژی های اکستاتیکِ بین قلب و سر تحریک شده و در سرتاسر بدن طنین می اندازند. 

 

14) سامیاما: فرآیند بنیان نهادن و رهایش عمیقِ افکاری ویژه (سوتراها) درون سکوت درونی. روشی که اثرات پالایشی قدرتمندی را در سرتاسر سیستم عصبی تولید میکند. تاثیراتی که میتوانند آنچه که قدرت های ماورایی (سیدهی ها) نامیده میشود را شکوفا کنند. البته تکنیک سامیاما صرفا برای پالایش روحی و معنوی به انجام میرسد.

 

15) باستریکایِ ستون مهره ای: تنفس سریع درون عصب نخاعی، بین ریشه و چشم سوم. تکنیکی که پالایش عصب نخاعی و کل سلسلۀ اعصاب را بطور چشمگیری شتاب میبخشد.

 

16) باستریکای موضعی: برای گشایشِ چشم سوم، گلو، قلب، شکم و یا ناحیۀ ریشه یا لگن. این روشِ تنفس سریع بر اساس نیاز و با تمرکز یافتن روی موضعی خاص جهت پاکسازیِ انسدادهای سرسخت کارمیک که در نواحیِ ویژۀ کالبد معنوی ما بیتوته کرده اند، به انجام میرسد. 

 

17) باستریکایِ تاج به ریشه: تنفس سریع در عصب نخاعی بین گل گشوده شدۀ تاج تا ریشه. تمرینی که بهترین زمان ورود به آن، فقط پس از نیل به پالایش گستردۀ سیستم عصبی ممکن است. پالایشی که بواسطۀ تنفس ستون مهره ای بین چشم سوم تا ریشه، مراقبۀ عمیق و سایر روش هایی که انسدادهای کارمیک سیستم عصبی را در طریقی پیشرونده و هموار پاکسازی میکنند. گشودگی نابالغِ تاج میتواند منجر به مشکلات عدیده، ناراحتی و پرت شدن از مسیر تمرینات گردد. پس بهترین زمان برای ورود به این تمرین پیشرفته فقط وقتی است که آزمون های ثبات در ناحیۀ تاج به موفقیت دست یافته باشند.

 

18) خدمت مهرآمیز به دیگران: تمرینی آگاهانه و نتیجۀ طبیعیِ افزایش جریانِ خروجیِ عشق الهی از شخص. جریانی برون ریز که در نتیجۀ پالایش و گشودگی سیستم اعصاب با تمرینات پیشرفتۀ یوگا ایجاد میشود. حالتی طبیعی از "بودن" و برون ریزیِ بی پایانی از عشق الهی و سُرور اکستاتیک. هیچ چیز بر روی زمین و ماورای آن، واقعی تر یا قدرتمند تر از این حقیقت متعال نیست. حقیقتی که ذاتا در هر یک از ما وجود دارد. واقعیت عشق الهی، حقیقت غاییِ در ما است. هرچقدر که در یوگا پیشرفت میکنیم، این حقیقت زلال و صاف تر میشود. حقیقتی که برای برخی، درست از همان نشست های اولینِ مراقبه، به ادراک درمی آید.

 

با این درس، همۀ مطالب پوشش داده شده تا بدینجا خلاصه نویسی شد. مطالبی که شامل اصول بنیادین دگرگونی روحی انسان و قابلیت های طبیعی و درونی است که ما را رهسپار این استحاله و تغییر میکنند. و در نهایت تمرینات پیشرفتۀ یوگا کلید اصلیِ تحریک این قابلیتها برای فعلیت یافتن آنها محسوب میشوند.

 

با روالی از تمرینات دوبار در روز، ما خود را بر "مسیری سرعتی" در راه روشن بینی قرار میدهیم. روالی که ذاتا استعداد شتاب و سرعت گرفتن دارد. یهمین دلیل ضروری است که مهارت های لازم را در جهت تعدیل و تنظیم تمریناتی که هر روز انجام میدهیم بعمل آورده و میزان هر تمرین را با ساعت هماهنگ کنیم. تنظیم زمانی تمرینات برای حفظ ثبات و پیشرفتی خوشایند ضروری خواهد بود. پیشرفتی که در آن ناراحتی های حادِ اعمال شده (بواسطۀ رهایش انسدادهای بیش از حد در سیستم عصبی) وجود نخواهد داشت.

 

این تعدیل و تنظیم تمرینات "خودگامی" نامیده شده که خود یک تمرین نیز محسوب میشود. در واقع یکی از مهمترین تمرینات است. چراکه بدون یک رویۀ خودگامانۀ مطلوب، احتمالا از مسیر روشن بینی بسیار دور خواهیم افتاد.

 

جنبۀ دیگر تمرینات پیشرفتۀ یوگا، مدیریت محتاطانۀ تجربیات است. خواه این تجارب، زمینی باشند و یا آسمانی. روشن بینی، جادۀ لذت است و ما حق لذت بردن از "مناظر" طول راهِ سفرِ روشن بینی را داریم. هرچند که مناظر جنبه هایی نیستند که منجر به پیشرفت ما در مسیر شوند بلکه این تمرینات هستند که ما را به پیش میرانند. بنابراین پس از نظارۀ منظره ای گذرا و تحسینی از آن، بدون اهمیت به آنکه چقدر ممکن است زیبا یا جالب توجه باشد، به آسانی به تمرینی که در حال انجام هستیم باز میگردیم. اگر تجارب معنوی در حین کار و فعالیت های روزمره نزد ما آمدند که قطعا نیز وقوع می یابند، آنگاه میتوانیم از آنها لذت برده و یا به کار در حال انجام خود بازگردیم.

 

ما همیشه از حق انتخاب برخورداریم. زندگیِ معنوی عرصه ای نیست که ما را ضرورتا از زندگی عادی خویش ساقط کند. اگر کسی از زندگی عادی ساقط شد، بدین معنی است که در تمرینات خود به نوعی دچار افراط شده و روال سبک تر و تثبیت یافته ای از تمرینات میتواند تصحیح گرِ چنین اشکالی باشد. زندگیِ معنوی کیفیتی است که فقط میتواند با به انجام رسیدن فعالیت های روزمرۀ ما، در هر روز زندگی تحقق و پرورش یابد. فعالیت هایی که میتوانند در هر زمینه ای باشند. ما آزادیم تا با تجارب خیزش یافتۀ معنوی خویش بنحوی زندگی کنیم که سازگار با نیازهای خود ما باشد. این زندگی، زندگی ما است، سفر و سیاحت مربوط به خود ما و روشن بینیِ ما. ما نباید که شبیه هیچکس جز "خودمان" باشیم.

 

لذت ببرید!

 

 

استاد در درون شماست.

بعدی | قبلی

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp