AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

درس 161 پرسش و پاسخ - شب های تاریک روح و خیزش سکوت درونی

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: جمعه 9 آوریل 2004 ساعت 11:28 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس (درس اول، "این بحث برای چیست؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

 

پرسش: من هنوز در "ترک الکل" بوده و حدس میزنم که تا پایان عمر خود، مراقبۀ منظم و دوبار در روز را متوقف نخواهم کرد.

 

با این وجود من از انجام "فقط مراقبه" فراتر رفته و علاوه بر آن با پیشرفت در پرانایاما، مولاباندا و شامباوی، آنها را بسیار خوب به اجرا میرسانم. حتی پیشرفت خوبی در نشست چهار زانو داشته ام. حالتی که در ابتدا برای من بسیار مشکل بود و حواسم را از روند مراقبه پرت میکرد. آخرین باری که همه چیز به خوبی پیش میرفت من در تعطیلات بودم. ابتدا در کوه های اتریش و سپس در جزیرۀ کوچکی در دریای شمال (نزدیک آلمان). لحظات زیبایی رقم خورد و من شاد و سرحال قصد داشتم به منزل بازگشته و مشتاقانه مدیریت زندگی خودم را با لذت بیشتر و سطح انرژی حتی بالاتر از قبل شروع کنم.

 

اما وقتی که به خانه رسیدم (دو هفته قبل) در 36 ساعت اولیه هر چیزی بنظر درهم شکسته و مضمحل می آمد. من احساس واقعا، واقعا بدی داشتم که برای چندین روز به طول انجامید. (هرچند الان نیز کاملا رفع نشده، اما بهترم). در آن زمان حتی تمرین خود را بمدت 1.5 روز کاملا متوقف کردم. هیچگونه رویداد بیرونی چشمگیری نیز رخ نداد. جز آنکه من فقط تلاش میکردم تا زندگی خود را از جایی که قبلا از دست رفته بود (یعنی قبل از رفتن به سفر و تعطیلات) مجددا آغاز کنم.

 

اکنون کاملا اطمینان دارم که این اضمحلال و پریشانی بواسطۀ یوگا ایجاد نشده بلکه یوگا حتی (در این تعطیلات) توسعۀ مثبتی را در من رقم زد اما بدلیل "فراغت از کار و وظایف" رشد سریعِ ایجاد شده توسط یوگا بواسطۀ کار و فعالیت بیرونی به تثبیت نرسید.

 

جایی در این دروس متذکر شدید که یک زندگیِ پر مشغله میتواند در تثبیتِ پالایش و گسترشی که در حین تمارین رخ میدهد مثمر ثمر باشد. من میتوانم خیلی خوب چنین مشکلاتی را با این امر مرتبط بدانم. زندگی من قطعا بدلیل کناره گیری بیش از حد از کار و فعالیت های دنیوی از تعادل خارج شد. من بجای کار و فعالیت بیشتر، به وانهادگی و استراحت بیشتری پرداخته بودم. در تمام عمرم تا بدین حد برای "رسیدن به اوج" به مشکل برنخوردم، هرچند که گاهی از تجربیات کاملا تشدید یافتۀ معنوی برخوردار بوده ام. اما در ارتباط با زندگی "بیرونی" و روزمره، من بیشتر اوقات و از همان ابتدا بشدت احساس خستگی و درهم شکستگی داشتم. احساس میکردم که جهان برای من خیلی خشن و زمخت است. یک حس آسیب پذیری که به خوبی در من توسعه یافته بود...

 

به همین دلیل است که مفهوم یوگا ای که شما در چندین درس اول این مجموعه بطور فشرده ارائه کردید برایم بسیار جذاب بنظر رسید. مفهومی از یوگا که وعدۀ آشتی دنیای بیرون با درون را عرضه میکرد. من واقعا مشتاق چنین شیوه و سبکی هستم...

 

دردهای کهنۀ بسیاری وجود دارند که در حین اینکه این کلمات را تایپ میکنم در من برمیخیزند. بنظر میرسد دردی ناشی از احساس تباه شدن عمرم باشد (حس جدایی و فراقِ تقریبا هر انسانی از موطن و خاستگاه اصلی و روحانی او که با ورود به کالبد خاکی تجربه میشود) و این دردناک است.

 

بدین ترتیب من در حال کار روی تمارین و رسیدن به مرحله و مرتبۀ قبل هستم. من بمعنی واقعی آنها را انجام میدهم و به شما و راه شما باور دارم وقتی که میگوئید این یک راه قابل اعتماد است. امری که تاکنون بسیار احساس کرده ام.

 

شاید اینگونه تجارب رنج آور و دردآلود را بتوان بعنوان "شب تاریک روح" توصیف کرد.

 

پاسخ: هر بالا رفتن و اوجی، پایین آمدنی در پی دارد و این اجتناب ناپذیر است. در سکوت درونی است که ما حقیقت دربارۀ هر چیز را در می یابییم. این همان عرصه ای است که مراقبه بدان میپردازد. تمرینی که بتدریج به رشد و پرورشِ این سکوت سرورآمیز که بطور ذاتی در ما و در درون همۀ کارکردهای بدنی، احساسی، فکری و دنیای پیرامون ما وجود دارد میپردازد. آنگاه است که ما با حضوری عمیق در بطن سرور آگاهی خالص، هر پدیده و فراز و فرود آن را به نظاره می نشینیم.

 

در ارتباط با فعالیت، بله برای تثبیت سکوت درونیِ حاصل شده در مراقبه، فعالیت روزانه بسیار خوب است. اما چه کسی تعیین میکند که این فعالیت برای شما از چه قسم خواهد بود؟ مطمئنا من نخواهم گفت و این با شماست که از قلب خویش پیروی کرده و به انجام کارهایی بپردازید که برایتان لذت و شادی به ارمغان می آورد. برخی از ما طبیعتاً بیشتر درون گرا هستیم. در اینصورت شاید این "فعالیت" آنقدرها و بشکلی مستمر با مردم سر و کار (مستقیم) نداشته باشد. دیگران شاید نیاز داشته باشند تا در دل تلاش های طاقت فرسای انسانی خرد شوند. اما فقط شما میتوانید آنچه را که فعالیت صحیح برایتان محسوب میشود را شناسایی کنید.

 

گاهی این فعالیت میتواند مواجهه با ترس های ما بوده و انجام کارهایی باشد که از آن شرم داریم (کارهای سطح پایین). آنگاه ما در مواجهۀ با ترس های خویش به رشد و کمال میرسیم. اما به یاد داشته باشید که ما نباید خویش (و تمارین معنوی خویش) را بطور افراطی به عرصه هایی بکشانیم که برای ما عادی و طبیعی نیست. نکتۀ مهم این است که ما مستقیماً از طریق انجام کاری خلاق (ایجاد و تولید) و یا بواسطۀ کمک به دیگران راهی برای زندگیِ خادمانه پیدا کنیم. کاری که میتواند در شکل داد و ستد (تجارت)، امورات خیریه (نیکوکاری) و پرداختن به هنر در استودیویی (کارگاهی) مجزا (خصوصی و دنج) باشد. هرآنچه که نیاز ذاتی ما را برآورده و ارضاء میکند باید از صمیم قلب در دنیا به جریان بیاندازیم. شما با حفظ و تداوم مراقبه خردمندانه عمل کرده اید. تمرینی که بتدریج شما را به ثبات درونی سوق داده تا بهترین انتخاب ها را برای خویش مهیا سازید. عجله نکنید. فقط در ارتباط با زندگی خود هدفمند باشید و همیشه در راستای عمیق ترین اشتیاقات خود قدم برداشته و بدان احترام بگذارید.

 

هرچقدر که تمرینات شما با خودگامیِ محتاطانه پیشرفت می یابد، درخواهید یافت که انسدادهای کهنه و درونی بتدریج از میان میروند. به خود زمان بدهید. این راهی است که به سرور پایدارِ اکستاتیک و خروج از بدبختی و رنج ختم میشود.

 

سوال: تشکر از پاسخ شما. سپاس از همۀ پاسخ ها و درس های شگفت شما... که سراسر، تعالی بخش و روح افزا هستند. 

 

من به آرامی در حال خروج از شرایط بد هستم و میدانم که مجبورم تنظیمات کلی زندگی خود را بازبینی کرده و این کار را خواهم کرد. من به این بازنگری و نظم مجدد بعنوان فرآیندی خلاق و چیزی که من فعالانه درگیر آن هستم نگاه میکنم. شاید حتی چیزی که با لذت و مسرت عجین میشود... یک چشم انداز کاملا جدید برای من... شاید در حال حرکت به خارج از شکل احساسی پیش فرض خود هستم. کم و بیش احساس سردرگمی و اضمحلال، که بیشتر مواقع بدون آنکه حتی شناختی از آن داشته باشم بر من حاکم است...

 

دیروز درحالیکه مشغول شنیدن یکی از سی دی های محبوب خود بودم تجربۀ بسیار شگفتی داشتم. من همیشه عمیقاً از موسیقی های زیبا تاثیر گرفته ام. اما اینک با سکوت بیش از پیشی مواجه شدم که ذهنم را سرشار ساخته بود. انگار تغییراتی رخ داده است. من همیشه متعجب بودم که چرا قادر به بازخوانیِ آهنگ هایی که بسیار دوست دارم از طریق خواندن آنها توسط خودم نیستم. من همیشه میتوانستم موسیقی (شنیده شده) را در درون خویش حس کنم اما هر زمان که سعی میکنم آن را بخوانم فقط چیزی کم و بیش شبیه به آهنگ اصلی ایجاد میشود. اگر هم که آهنگِ مشکل و پیچیده ای باشد که بسیار کمتر شباهت می یابد. 

 

دیروز بطور ناگهانی متوجه شدم که من همیشه سعی داشته ام احساسات خودم را که با شنیدن موسیقی برانگیخته میشود بخوانم که البته بدین ترتیب با خود آهنگ اصلی شباهتی نمی یابد. اما اینک با ذهنی که اندکی با سکوت بیشتر همراه شده است میتوانم تمام احساسات هنرمند را که در موسیقی بیان شده بهمراه واکنش های خودم درک کنم. اما گذشته از همۀ اینها من میتوانم موسیقی را با "سطح تحلیلی" بیشتری بشنوم. بدین ترتیب من بجای ادراک دسته های بزرگِ واکنش های عاطفی در حال شنیدن ترتیبی از نت های موسیقی هستم و همچنین به تجربۀ یک "تجسم سازی" درونی از آهنگ های هم سبک با آن پرداختم. بیشترین تعجب از این بود که من در میان آهنگ های یک سی دی که قبلا بارها گوش کرده بودم آهنگی کاملا متفاوت را کشف کردم. چرا که سکوت بین نت ها همچون یک ساز جدید و بسیار مهم ظاهر میشود که من قبلا اصلا آن را ادراک نکرده بودم.

 

همۀ این قطعات موسیقی "روح" بیشتری یافته و به نوعی با مقدار زیادی فضای خالی و سکوت آمیزی که در آنها است، برایم "قابل ادراک تر" شده اند... امری بسیار شگفت آور و قابل توجه ...

 

به به ... من در شگفتم که اگر این تجربۀ موسیقیایی را هرکسی داشته باشد، دنیا چه تغییری خواهد کرد؟ هر چه این قوۀ تشخیص و تفکیک بیشتر، ادراک وجود فضاهای خالی و سکوت آمیز در هرکجای پیرامون ما نیز بیشتر گشته و شاید لذت خلاقانۀ بیشتری را در جهان تجربه کنیم. جهانی که تکاپو در آن و مدیریت آن بسیار آسان تر میشود.

 

تغییرات بیشتری را انتظار میکشم (و از پشتیبانی مستمر و همیشگی شما ابراز تشکر میکنم).

 

پاسخ: یک ملاحظۀ بسیار خوب از سکوتی که در تجربۀ موسیقیایی شما پدیدار گشته است. بله همۀ زندگی بیش از پیش اینگونه خواهد شد. امری که عادی شده و در تفاوت با حالات قبلی آگاهی مورد توجه قرار نخواهد گرفت چراکه شما تاریکی آن حالات را از یاد خواهید برد. آنگاه تفاوت ها و دگرگونی های پیوستۀ دیگری نیز وجود خواهند داشت که از دل سکوت ایجاد شده و بسمت ایجاد سکوت بیشتر به پیش خواهند رفت. سرانجام، اکستاسی در ترکیب با این سکوت پدیدار گشته و ظهور می یابد و این هر دو همچون چنبره ای مارپیچ اوج خواهند گرفت.

 

به یا داشته باشید که همۀ این ها از تمرینات ایجاد میشوند.  همانطور که من بارها در این دروس متذکر شده ام، پیشرفت از تمرینات حاصل میشود نه از تجربیات. البته این بدین معنا نیست که ما نمیتوانیم از ثمرۀ یوگای خویش تا حدی لذت ببریم.

 

تغییری در راه است، برای همۀ ما. ما برای لذت و شادی و طرب اینجا گرد آمده ایم. پس لذت ببرید!

 

 

استاد در درون شماست.

 

توجه : برای مباحث بیشتر در ارتباط با تمرین مراقبه به کتاب "مراقبۀ عمیق" مراجعه کنید.

بعدی | قبلی

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp