AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

درس 157 پرسش و پاسخ - سکوت درونی چیست؟

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: چهارشنبه 7 آوریل 2004 ساعت 6:44 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس (درس اول، "این بحث برای چیست؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

 

پرسش: بارها در این دروس از سکوت درونی نام برده شده است، عبارتی که بنظر ساده میرسد. اما دوست دارم شرح و تبیین بیشتری در این رابطه بشنوم. فکر کنم کریشنا مورتی بود که در ارتباط با پریدن در فضای مابینِ کلمات فکری صحبت کرد. آیا سکوت درونی عبارت از آن چیزی است که در محتوای این مجموعه دروس عنوان شده است. یعنی فضایی فاقد محتوای شنیداری در ذهن که فرد میتواند قبل از آنکه مجددا متلاطم و آشفته گردد، برای لحظاتی به توسعۀ آن بپردازد؟

 

همچنین متوجه شده ام که در حین تمرین سامیاما مکرراً تصاویر ذهنیِ واضحی در من ایجاد میشود. هیچگونه عامل شنیداری در سکوت درونی من اخلال ایجاد نمیکند به جز تصاویر رویا گون و روشنی که در ذهنم ایجاد میشوند. شک من این است که شاید در حین سادانا به خواب میروم و در این راستا سوال دیگری مطرح میشود. آیا مراقبه و سامیاما در مرز بین وانهادگی عمیق و خواب به فعالیت پرداخته و انجام میشوند؟ یا اینکه ذهن از مسیر خواب خارج شده و در جهتی متفاوت به پیش میرود؟

 

پاسخ: سکوت درونی قلب یوگا محسوب میشود. بدون آن میتواند هیچ یوگایی وجود نداشته باشد. در درس دوم ما شرح دادیم که چرا یوگا عبارت است از پیوند و اتحاد فاعل (مشاهده کننده) و مفعول (مشاهده شونده). یافتن مفعول آنقدرها سخت نیست. آن عبارت است از همۀ آنچه که در ذهن و قلب خویش و از طریق حواس ادراک میکنیم. مفعول یعنی هر چیز و هرکجا. اما یافتن فاعل تا حدی سخت است چراکه همیشه آنقدرها آشکار نیست. فاعل همان سکوت درونی است که ما اغلب در این دروس از آن یاد کرده ایم.

 

سکوت درونی چیست؟ در سنت های مختلف اسامی بسیار دارد: سات - چیت - آناندا، خویشتن، شاهد (شهود)، آگاهی مطلق (نامشروط)، تهی، خلاء، خدای پدر، شیوا، سامادی، تائو و غیره ...که در این دروس ما اغلب آن را سرورِ آگاهی خالص نام نهاده ایم. نام های بسیاری برای چنین حوزه ای که به هیچ عنوان معنی ندارد (عرصۀ عدم و هیچ) ایجاد شده است. اما این عدم، وجود داشته و زنده است. هوشیار و آگاه است. هر کجا جای داشته و بطور سعادتمندی در خود کامل است. آن "خویشتن" من و شما است که ثابت و استوار باقی می ماند. "من" کیهانی که در شکل همۀ آنچه ما میبینیم جلوه کرده و در عین حال عمدتاً و دروناً پنهان باقی می ماند مگر برای آنهایی که از طریق یوگا خود آگاهی را پرورش داده اند. موفقیت در پرورش چنین حالتی، آزادی و رهایی یافتن از فراز و نشیب های این دنیا را حتی در حین تداوم فعالیت های روزانه فراهم می آورد.

 

یوگا مرتبط با آشکار ساختنِ "خویشتن" ما است. خویشتنی که در حالت مطلق، طبیعی و خالص خود تجربه میگردد. یوگا عرصه ای برای پاسخ به سوال " من کیستم؟" و تبدیل شدنِ آگاهانه به آن است. سیستم عصبی ما توانایی اعطایِ چنین تجربه ای به ما را دارد. به همین خاطر است که سیستم عصبی انسان " معبدِ خداوند" نام گرفته است.

 

بواسطۀ انجام تمارین و نیلِ به تجربۀ مستقیم ما میتوانیم از فلسفه یا تئوریِ سکوت درونی فراتر رفته و به واقعیت آن بپیوندیم. در پرشِ از تئوری به واقعیت با جاده هایی روبرو میشویم که در آن سیستم عصبی ما اَشکال مختلف آگاهی را متجلی میسازد. عملکرد سیستم عصبی به طُرُقی است که ما میتوانیم آنها را بعنوان حالات مختلف آگاهی تشخیص دهیم. سه حالت آگاهی وجود دارد که همۀ ما آنها را خوب میدانیم و حالت چهارم آگاهی، همان سکوت درونی است:

 

1. حالت بیداری -- آنچه که ما در فعالیت روزانه خود تجربه میکنیم.

 

2. حالت رویا -- آنچه که ما گاهی در خواب تجربه میکنیم.

 

3. حالت خواب عمیق بدون رویا -- آنچه که ما آنقدرها تجربه نمیکنیم اما به هر حال در یک جایی بوده ایم.

 

4. سکوت درونی -- عبارت است از همۀ واژه هایی که تاکنون در شرح و توصیف آن بیان کردیم. این حالت گاهی در یوگا به سادگی "توریا" نامیده میشود که در سانسکریت بمعنی "حالت چهارم" است.

 

سکوت درونی حالتی است که بوضوح از این سه حالت متفاوت است. ما آن را در مراقبۀ عمیق خویش بعنوان آگاهیِ سرور آمیز و فارغ از هر موضوعی میشناسیم. یا اینکه میتوان سکوت درونی را در لابلایِ موضوعات مختلف ادراک کرد. موضوعاتی چون افکار، احساسات و هرآنچه دیگر. اما در حالت طبیعی و بکر خود بدون موضوعات است. سکوت درونی در یوگا، رتبۀ خود را بعنوان حالتی بی همتا از آگاهی کسب میکند.

 

تفاوت بین سکوت درونی و سایر حالات آگاهی این است که سکوت درونی حالتی بی زوال و تغییر است و میتواند در سیستم عصبی بعنوان یک حضور بیکران بر زیر و زبرِ سایر حالات سه گانۀ آگاهی محاط شود. آنهایی که برای مدتی مراقبه کرده اند، بدین نکته واقف میشوند. سکوت درونی در ابتدا بشکل آرامش درونی و آگاهی یافتن از یک کیفیت خاموش که در همراهی با موضوعات ادراکی ما همزیستی میکند، آغاز میشود. امری که همسو با ملاحظات خارجی که بواسطۀ حواس صورت میگیرد و همچنین در همراهی با افکار و احساسات ما رخ می نماید. ما آنها را بعنوان موضوعاتی که هستند نظاره کرده و میبینیم. موضوعاتی که برای آگاهیِ خاموشِ درونی و مطلقِ (نامشروط) ما و خارج از آن رخ می نمایند. با تمارین روزانۀ یوگا، سکوت درونی رشد کرده و همچون پردۀ نمایشی میشود که همۀ تجربیات ما بر روی آن افکنده میشود. این پردۀ نمایشِ بیکرانی است که در زندگی وجود دارد.

 

آیا سکوت درونی "فضای بین کلمات فکری" (افکار) است؟ بله. سکوت درونی شکافی است که گاهی همانطور که ما از فکری به فکر دیگر و از یک حالت آگاهی به حالت دیگر گذر میکنیم تجربه میشود. زمانی که موسیقی برای یک لحظه متوقف میشود، ما با سکوت درونی همراه می مانیم، سکوتی که همان خویشتن ما است. سکوت درونی برای یوگی و یوگینی نیز در پس و پیش افکار و در میانۀ همۀ زندگی تجربه میشود. بنابراین زمانی که ما در حین سامیاما رهسپار سکوت درون میشویم ممکن است فعالیت ذهنی وجود نداشته و یا شاید وجود داشته باشد. اگر ما در آن رها گردیم، توجه ما در سکوت درون خواهد بود، بشرطه آنکه از قبل و بواسطۀ مراقبۀ عمیق به پرورش این سکوت پرداخته باشیم. سامیاما و روشن بینی (مرحلۀ اول و فراتر ار آن) به حضور سکوت درونی و ذاتی در ذهن وابسته است، حال چه ذهن پراکنده باشد و یا خیر. با پیشرفت آگاهی همچنین، سکوت درونی میتواند در حالت رویا و خواب عمیق نیز پدیدار میشود. این یعنی تجربۀ حضور (پر رنگ) و بیست و چهار ساعتۀ سکوت درونی در ما. پس از آنکه به چنین خیزشی از سکوت درونی دست یافتیم، ما برای ورود به عرصۀ یوگایِ جدّی یا همان اتحاد فاعل و مفعول آماده میشویم. این همان اتحاد قطب های الهی درونی ما است که منجر به ایجاد وضعیت وحدت (وجود) میشود. مرحله ای که در آن هر چیز بعنوان جریانی الهی و متحد تجربه میگردد.

 

بنابراین علت آنکه این مجموعه دروس با مراقبۀ عمیق آغاز میشود، اول پرورش سکوت درونی است. سکوتی که پیشنیازی برای همۀ دیگر رخدادها در یوگا محسوب میشود. پس از انکه ما از آن برخوردار شده و این سکوت پدیدار شد، امکان گشایش درهای بسیاری ممکن میشود. وقتی که شیوا (سکوت درونی) حاضر است، آنگاه تحریک و تغذیۀ اتحاد اکستاتیک توسط کوندالینی/ شاکتی ممکن گشته و هر تجربه ای در ما بجای جریحه و آسیب، مسرت بخش و شادی آفرین میشود. این مرحلۀ طبیعی و بعدی (روشن بینی) است. بنابراین پس از آنکه مراقبه به استقرار و ثبات رسید، آنچه که ما در این دروس پیگیری و به انجام میرسانیم، بیدارسازیِ کوندالینی و سوق یافتن جدی ما بسمت کارِ (داد و ستدِ) اتحادِ فاعل و مفعول بوده و این همان حقیقتِ یوگا است.  

 

در ارتباط با به خواب رفتن در سامیاما و مراقبه که شما در سطور فوق ذکر کردید، این امر زیاد مرتبط با عبور از یک حالت (سکوت درونی) به حالت دیگر (خواب) نیست. در سایر تمارین نیز چنین حالتی وجود ندارد. ما میتوانیم هم زمان در هر دو حالت حضور داشته باشیم امری که بخصوص اغلب در حین مراقبه اتفاق می افتد. به همین علت است که ما زمان سپری شده در طول مراقبه را چه به افکار مشغول باشیم یا خیر، بعنوان زمان تمرین نگه میداریم. با وجود همۀ این شرایط، پالایش در سیستم عصبی به پیش میرود. اگر ما در سامیاما (لحظاتی) به خواب رفتیم فقط مجددا و به آسانی با سوترایی که از دست داده بودیم آغاز میکنیم. میدانیم که در این موارد (پس از بیان ذهنی سوترا) با جدا شدن از آن بسمت ترکیبی از سکوت درونی و طعم ظریفی از (مفهوم) سوترا حرکت میکنیم. هر زمان که ادراک کردیم به خواب رفته ایم، فقط به آسانی از جایی که گسیختگی رخ نموده است به روند ادامه میدهیم. اگر پیش رفتن در حین سامیاما بدین ترتیب از دست رفت، میتوان زمان اختصاص یافته به سامیاما را تا حدی کش داده و بیشتر کرد. اگز مواردی مثل به خواب رفتن در یک نشست ویژۀ سامیاما بر ما غلبه کرد، میتوان آزادانه به آن خوش آمد گفته و با دراز کشیدن روی زمین به استراحت (و خواب) پرداخت. این نیز سامیامای خوبی است. چنین خواب گرفتگی هایی میتوانند در همراهی با رهایش مقادیر بسیارِ انسداد رخ نمایند. اما باید دانست که در سرتاسر کل فرآیند پالایش، این سکوت درونی است که در حال پرورش یافتن است. پس مجددا متذکر میشوم که چنین خواب هایی جزو حالات آگاهی یا موارد دیگر محسوب نمیشود. اینگونه تجارب فقط بدلیل خیزش سکوت درونی بهمراه هرآنچه که با آن ایجاد میشود، رخ میدهند.

 

به یاد داشته باشید که همۀ مواردی که شرح شد، با سطح جدّیِ ذهن یا همان عقل سر و کار ندارد. عقل فقط با فرضیه و تئوری همنشین میشود. تمارین در جهت توسعۀ تئوری و فرضیات ایجاد نشده اند. تمارین روزانه و پیشرفتۀ یوگا در جهت پالایش و گشودگی سیستم اعصاب در مسیرهایی است که بیولوژیک و نوروبیولوژیک محسوب میشوند. این یعنی یک گسترش پرشور و چشمگیر در کارکرد سیستم عصبیِ ما. تجربیات سرورِ اکستاتیک که پدیدار گردند بسیار واقعی هستند و درنهایت به همان واقعی بودنِ عاشقانه ترین عشق بازی ای که میتوان تصور کرد مبدل میشوند. تجاربی که تماماً در درون ایجاد شده و رخ خواهند نمود. بنابراین پرورش سکوت درونی در زندگانی های ما دارای پیامدهایی بسیار فراگستر است.

 

 

استاد در درون شماست.

 

توجه: برای مباحث بیشتر در ارتباط با تمرین سامیاما به کتاب "سامیاما - پرورش سکون در عمل" مراجعه کنید.

 

توجه : برای مباحث بیشتر در ارتباط با تمرین مراقبه به کتاب "مراقبۀ عمیق" مراجعه کنید.

بعدی | قبلی

 

 

 

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp