AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس اصلی

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

 درس 93  پرسش و پاسخ – تغییر زمانه

 

 

نویسنده : یوگانی

 

تاریخ : جمعه 23 ژانویه 2004 ساعت 1:23 بعد از ظهر

 

 

* به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای بایگانی دروس ( درس اول ، " این بحث برای چیست ؟ " ) آغاز نمایند . چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند.

 

 

پرسش: من احساس میکنم که مراقبه برایم به خوبی پیش می رود و در ارتباط با تنفس ستون مهره ای که در حالِ سنجش هستم، می پذیرم که طبق گفتۀ شما این تمرین با همۀ آنچه که در مورد آن معرفی کردید، روشی است چالش برانگیز و راه اندازی آن در ابتدا ناشیانه انجام میگیرد. احساس میکنم در حال رفتن به زیر آب (غرق شدن) هستم. تمرینی که از موارد شگفت انگیز بسیاری تشکیل یافته و من برای انجام آنها صلاحیت (مهارت) لازم را ندارم. من به شایستگی خویش دربارۀ همۀ این تمارین شک دارم و در عین حال برای پیگیریِ این جاده تا به انتها از اشتیاق بسیاری برخوردارم. ای کاش این تمارین را بیست سال پیش شروع کرده بودم. این بی صبری مرا دیوانه کرده است. با این حال میدانم که اگر سخت به خود فشار بیاورم ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. من باید چکار کنم؟

 

پاسخ: شما با (روش) هر بار یک گام، کار درست و مناسبی انجام میدهید. درحالیکه ممکن است احساسات خروشانی برای الوهیت داشته باشید، اما تشخیص میدهید که چه کاری باید انجام دهید و با چه ترتیبی به پیش بروید و اینکه اکنون میتوانید چه تمریناتی را متعهد گشته و برای بعدها به چه تمارینی بپردازید. بدین ترتیب، شما پیش خواهید رفت. مهم این است که تک تک این روش ها و تمارین، بشکلی درست و مناسب کنار یکدیگر قرار بگیرند. روزی و زمانی همگی آنها را انجام خواهید داد و شما خواهید دانست که در گام بعدی چه کاری انجام دهید.
 
شما از متبرّک ترین نوع بیماری، یعنی باکتیِ شدید رنج می برید. همۀ ما باید بدین بیماری مبتلا باشیم. در اینصورت دنیا میتوانست در یک نسل دگرگون شود. میدانم که ممکن نیست ناشکیبایی شما از شنیدن این مطالب بند بیاید. اما بدانید که این (ناشکیبایی) با باکتی در ارتباط است. زمانیکه ما به وضوح از جدایی خویش از الوهیت آگاه گردیم، دیوانه وار خواهان یوگا (وحدت) می شویم. ما برای خدا مجنون و دیوانه می شویم. این وضع و حالی (عارضه ای) متبرّک است. همچنانکه تجارب شما از اتحاد (دو قطب درونی) پیشرفت می یابند این حال بسیار بهتر ادراک میشود، امری که در نتیجۀ تداوم تمارین روزانۀ شما حادث خواهد شد.

 

همانطور که زمان به جلو میغلطد، باکتی در همۀ ما رو به افزایش خواهد نهاد. نیروهای قدرتمندی وجود دارند که در کار سوق دادن بادهای معنوی بر پشت ما هستند. همۀ آنچه که باید انجام دهیم این است که بادبان ها را که بمنزلۀ تمارین هستند برافرازیم. در اینصورت بقیۀ کار را بادهای معنوی با وزش مداوم بر سیستم اعصاب ما انجام خواهند داد.

 

بیایید برای یک دقیقه به عقب بازگشته و نگاهی داشته باشیم به تصویر بزرگی که همۀ ما بخشی از آن محسوب میشویم. ما در حال زندگی در روزگار عجیبی هستیم. در دهۀ  1960 باب دیلِن (Bob Dylan)  خواند: "زمانه در شُرف یک تغییر است". امری که قطعا درست بوده و حتی اینک، امری واقعی و صحیح تر است. 
 
بر اساس نوع دیدگاه نجومی که شما درنظر میگیرید سیارۀ زمین، ورود به "عصرجدیدی" از روشن بینی را آغاز کرده است و یا بزودی آغاز میکند. در سانسکریت این اعصار "یوگا ها" (Yugas - قابل توجه اینکه Yoga و Yuga دو مفهوم متفاوت دارند - مترجم) نامیده میشوند. شاید این عصرجدید در طول صد سال اخیر شروع شده یا شاید اینک شروع شده باشد. از زمان دیلِن (در چند دهه پیش) این موضوع محبوبیت عام پیدا کرده است. اما در دنیای یوگا (yoga)، ظهور این دوران در زمان بسیار قبل تری رخ داده است. شروع یک عصر جدید رویدادی فوری و آنی نیست. امری که با روندی تدریجی در دراز مدت آغاز گشته و دامنۀ  آهنگ حرکتی آن بتدریج رشد و شتاب میگیرد. در حال حاضر (در این دورۀ جدید) موارد بسیاری زیادی رخ نموده است، و ما در حال حرکت در امتداد (این عصر جدید) با پیمایشی آهسته و شتاب افزون هستیم.

 

حوالی آغاز قرن گذشته، ویوِکاناندا (Vivekananda) از شاگردان برجستۀ راماکریشنا (Ramakrishna) به غرب آمده و نخستین بذرهای یوگا را در آنجا کاشت. دانه هایی که خاک های حاصلخیزی یافته و جوانه زدند. بیست سال بعد، پارامهانس یوگاناندا به غرب آمد و حتی بیش از ویوکاناندا مورد پذیرش واقع شد. زمانی که در دهۀ 1960 ماهاریشی ماهش یوگی (Maharishi Mahesh Yogi) به غرب آمد، کل یک نسل جدیدِ ناراضی (منظور نسلِ پس از جنگ جهانی دوم است - مترجم)، البته با کمی کمک از جانب بیتل ها، حاضر به پرشی بزرگ بسمت یوگا شده بودند. از آن زمان تاکنون صدها یوگی از هندوستان به مغرب زمین آمده و "نسل جدیدی" از هزاران یوگی و یوگینی، گام به گام بسمت تریبون آموزش (یوگا) به پاخاستند و حقیقت اینست که در چند دهۀ گذشته این نهضت (آموزش یوگا) کمی نابسامان و آشفته شده است. رویکردهای متفاوتِ بسیار زیادی در یوگا ظهور می یابند و شناخت اینکه کدامیک از آنها نوع (بِرَند) واقعی یوگا هستند سخت است. اگر یک چنین چیزی بعنوان "یوگای واقعی" وجود داشته باشد. لطفا آنهایی که یوگای واقعی را ترویج میکنند بایستند؟! در پاسخ به این درخواست البته داوطلبین بسیاری قد علم میکنند که برخی از آنها حتی برای اثبات ادعای خود در ارتباط با سیستم عصبی، به دادگاه (نیز) رفته اند! همیشه کسانی بوده اند که بخواهند مسئولِ دروازۀ بهشتِ شما باشند. خوب، فکرش را نکنیم.

 

بدین ترتیب در عرض یک قرن ما از وضعیتِ نداشتن یوگا، به سمت داشتنِ انواع بسیاز زیاد و متفاوتی از آن به پیش رفته ایم. انواع سبک های بسیاری که ما به میان آنها در جستجوی یوگایی هستیم که به قولی همچون "بُرج بابِل" عمل نماید. (برج بابِل Tower of Babel برجی در شهر باستانی بابِل بوده که برای رسیدن به بهشت ساخته شده بود - مترجم).
 
این اشکالی ندارد و میتوان گفت هدف خوبی است. بدیهی است که یوگا نمی تواند برای همیشه هزار تکه و منشعب باقی بماند. دیر یا زود همۀ آنها بسمت یک (یا چند رویکرد)، تقطیر (عصاره گیری و ناب سازی) خواهند شد، بنحویکه یک شخصِ متوسط و آماده برای روشن بینی بتواند آن را چنگ زده و در اختیار بگیرد. در چند دهۀ آینده رویکردِ این بازیِ در حال پیشروی به "یکپارچگی"، "ادغام"، "بهینه سازی" و "ساده سازی" تغییر خواهد نمود.
 
با انتخاب هریک از آنها، شما نقشۀ کار و اندیشۀ خود را خواهید داشت و این (همان) شیوۀ علمی است که عصارۀ دانشِ (پر وسعتِ) یوگا را تولید (استخراج) نموده و بدین ترتیب بکارگیریِ فراگیرِ آن عملی خواهد شد.

 

وقتی کامپیوترهای شخصی در ابتدا پدیدار شدند، شما نیاز داشتید برای انجام هر کاری با آنها، یک زبانِ کهنه و منسوخ مثل "بیسیک" یا "داس" را بدانید. کار با کامپیوتر، دنیایی پر رمز و راز برای حرفه ای های علاقمند بود. (Geeks که در اینجا حرفه ای های علاقمند ترجمه میشود، افرادی هستند با رفتارهای عجیب و غیر متعارف که با شور و اشتیاق بالایی در رشته ای خاص از علم، هنر و ... با لذت و بدون چشمداشت و برای ارزیابی قابلیت هایشان به ابراز خلاقیت میپردازند. آنها بدلیل عمق علاقه به موضوع تحقیق خود، نیازی به پذیرش اجتماعی نمی بینند. امری که باعث کاهش روابط اجتماعی آنها میشود. ابداعات آنها باعث استفادۀ بهتر و راحت تر مردم از موضوع تحقیق آنها است. غیر گیگ ها در برخورد و ارتباط با آنها دچار مشکل هستند چون اصطلاحات، شوخی ها و علائق آنها را درک نمیکنند. هم نوایی اجتماعیِ آنها بدلیل مشغولیت شدید به تحقیق، کم است. نقل قول از ویکی پدیا - مترجم). سپس ماوس و مبدّل یا ارتباط گرِ (Interface) گرافیکی برای کاربران (عمومی) از راه رسید و ناگهان درهای بکارگیریِ آسان از کامپیوتر که بعید می نمود، به روی هر کسی باز شد. این یک انقلاب بود.

 

این داستانی است که در طول قرن ها و در ارتباط با بسیاری از کاربردهای (عملیِ) دانش مصداق داشته است. امری که با تعدادی "حرفه ایِ علاقمند" که بنایی مستحکم را در بکارگیریِ گونه ای از دانش برقرار میسازند آغاز میشود. آنگاه، بعدها برخی محققان کشف میکنند که چگونه بکارگیریِ دانش را برای هرکس آسان نمایند. امری که تقریبا همیشه منجر به ساده سازی و ایجاد رابط کاربری و کنترل های اصلی میشود. طوریکه هرکسی بتواند دانش را با نتایجی خوب استفاده کند. فن آوریِ (تکنولوژی) مفید، کاربر پسند است. آیا برادران رایت (Wright Brothers) را به یاد می آورید؟ هنری فورد (Henry Ford) و توماس ادیسون (Thomas Edison) را به یاد می آورید؟  همۀ آنها ارتباط گرِ بین کاربران و بکارگیری دانشی قدرتمند را ساده سازی کردند.

 

این همان چیزی است که برای یوگا در شُرف وقوع است. امری که باید اتفاق افتد. در این عصر جدید میلیون ها نفر، خیزشِ نسیم معنویت را در درون خویش احساس میکنند. و بدینگونه است که بادبان های تمرین بایستی برافراشته شوند. اکنون زمان آن فرا رسیده که حوزۀ کاملی از دانش یوگا بشکلی کاربر پسند تدوین شده و ارائه گردد.

 

در یوگا هیچ چیز تازه نیست. همۀ اجزای تمرین برای هزاران سال وجود داشته اند. اصول طبیعی تغییری نمیکنند. سیستم عصبی انسان همیشه از قابلیت های طبیعیِ یکسانی برخوردار بوده است. در گذشته نیز عصرهای روشن بینی و زمانه هایی که در آن یوگا به شکوفایی میرسیده وجود داشته است. در روزگارانِ تاریکتر (جاهلی)، بینش (بشر) در ارتباط با قابلیت های درونی خویش، وضوح کمتری داشته و سایۀ سنگینی از شکّ، خرافات و ترس وجود داشته است. اما همیشه معدود افرادی در اطراف کاربردهایِ دانش یوگیانه به بازی مشغول بوده و در اعصار تاریک، آن را بشکل سرّی (در خفا) به انجام میرساندند، چراکه اگر آنها مجاهدت های خویش (در زمینۀ یوگا) را بیش از حد علنی میکردند به دار آویخته میشدند. شما میدانید که آنها همان "حرفه ای هایِ علاقمند" به یوگا بوده اند. پیشگامانی که به خلقِ سنت های سرّی (باطنی) پرداختند. ما به یوگی های بزرگِ ازمنۀ قدیم بسیار مدیون هستیم. آنها بذرهای دانشی را که در عصر جدید برای پیشرویِ سریع و کامل ضروری است، به ما بخشیده اند. حال بستگی به این نسل و نسل های پیش رو دارد که با بهره برداری و توسعۀ مبدّل های ساده سازی شده، دانش یوگیانه را در ارتباط با سیستم عصبی انسان مورد استفاده قرار دهند.

 

عصر جدید فقط دربارۀ بادهای معنوی که از جانب کیهان بر پشت ما روانه میشود نیست. بازی روشن بینی نیز یک ورزشِ دارای تماشاچی نیست. اگر خواهان فوائد آن هستیم ما بایست که خود (به تنهایی) وارد بازی شویم. باید که بادبانهای تمارین را برافراشته و به حرکت درآییم. همچنانکه ما به انجام این تمارین میپردازیم، زمین نیز بسمت مکانی بهتر شدن به پیش خواهد شتافت.  هرچقدر که ما واقعیتِ سرور آگاهی خالص و اکستاسی الهی را از طریق تمارین خود به سطح زمین بیاوریم، هر چیزی تغییر خواهد کرد و عشق و نور است که در هرکجا به فراوانی برخواهد خواست. رخدادی که یک امر ایدئولوژیکی (مربوط به اصول و عقائد) نخواهد بود. بلکه یک دگرگونی واقعی انرژی است که برای همۀ کسانی که در روی زمین زندگی می کنند ملموس خواهد بود. با سیستم های اعصابی که در هرکجا به تابش گرانِ قدرتمندِ سرور آگاهی خالص و اکستاسی الهی تبدیل میشوند، هیچکس در تاریکی نخواهد ماند. شک و تردیدهای دیر پایِ (گذشته) از میان خواهند رفت. بادهای باکتی، ما را برای همیشه به پیش خواهد راند. همۀ آنچه که باید انجام دهیم این است که بادبانهای تمارین روزانۀ خویش را برافراشته نگاه داریم. سیستم عصبی ما از بقیۀ کار مراقبت خواهد نمود.
 

 

استاد در درون شماست.

 

 

 

 

 

 

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp