AYP persian - تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس تانترا
      ayppersian.com      
           
             
             
 







 

تمرینات پیشرفتۀ یوگا دروس تانترا

 

 

 

 

 

بعدی | قبلی

 

 

T31  پرسش و پاسخ - حالی مدام ... (شُربِ مُدام)

 

 

نویسنده: یوگانی

 

تاریخ: یکشنبه 6 ژوئن 2004 ساعت 0:23 صبح

 

 

 *به خوانندگان جدید توصیه می شود که خواندن مطالب را از ابتدای دروسِ اصلیِ تمارین پیشرفتۀ یوگا (درس اول "این بحث برای چیست ؟") آغاز نمایند. چرا که دروس قبل، پیشنیازی برای این درس محسوب می شوند. همچنین به تمرین گران پیشرفته توصیه میشود که مطالعۀ مباحث تانترا را از آغاز بایگانی این دروس (درس اول "تانترا چیست؟") آغاز نمایند.

 

 

پرسش: آنچه را که شما ایجاد کنندۀ حس ها و عصاره مینامید در حقیقت همان آتش مولادهارا است که ما آن را (از طریق تمرینات) در سطوح بالاتری به شکل اوجاس استحصال میکنیم. (تجربۀ واجرولی مودرا)

 

(اوجاس کیفیتی بیوشیمیایی در بدن است که جوهر و عصارۀ همۀ بافت هاست. طبق نظر چاراکا (پزشک کُهن و اسطورۀ آیورودا)، هنگامیکه اوجاس بیش از حد کاهش یابد، نفس حیات تهدید میشود. اوجاس رابط بین آگاهی و ماده است و به افزایش نمودِ آگاهی ناب در زندگی فرد کمک میکند. طبق حکمت و دکترین آیورودا، بدن انسان از هفت بافت تشکیل شده است که هر کدام به ترتیب جوهر و خمیرۀ بافت بعدی را ایجاد میکنند. اولین بافت (راسا = عصاره های غذایی) بواسطۀ آتش گوارش یا آگنی ایجاد شده و به ترتیب به بافت های خون، ماهیچه، چربی، استخوان، مغز استخوان - اعصاب و بافت جنسی (عصاره های جنسی) تبدیل میشود. اوجاس کیفیتی است که نهایتا از بافت هفتم (جنسی) منشعب میشود. هر گونه رویۀ مثبت یا منفی در ارتباط با بافت هفتم (امورات جنسی)، بر روی اوجاس اثر گذار میگردد. فردی با اوجاس بالا، دارای درخشش، بنیۀ خوب و جذابیت خواهد بود. برای اطلاع بیشتر از کارکردهای اوجاس به کتب مرتبط با آیورودا مراجعه کنید - مترجم).

 

اما بویژه این اتفاق وقتی رخ میدهد که آگاهی (کوندالینی) کاملا به ورای چشم سوم صعود یافته و بدن به سازی الهی تبدیل میشود که نغمه سرایی میکند... امواج "اُرگاسم گون" بسمت بالا طنین انداخته و روی چشم سوم متمرکز میشوند... (انرژی) مولادهارا به پا میخیزد... و آنگاه است که "حال"، می آید. "حالی" که بطرز شگفتی بدون خروج اسپرم در سراسر بدن طنین انداز میشود. "حالی" که ما را وامیدارد تا زبان را چون حصیری به عقب غلطانده و با هر نفَس، لذت را تناول کنیم و با چشمانی بسته آن را بسوی چشم سوم انتقال دهیم.

 

پاسخ: ممنون از تعبیر واضحی که دربارۀ واجرولی و تجربۀ ارگاسم بین ریشه و چشم سوم ارائه کردید.

 

موافقم که واجرولیِ حقیقی (جذب رو به بالای مایعات جنسی) ورای مدیریت (بکارگیریِ) مکانیکیِ این تکنیک بوده و بخشی خودکار از فرآیندی بسیار عمیق تر است که عبارت از اتصال ریشه با چشم سوم خواهد بود. فرآیندی که آن را رساناییِ اکستاتیک می نامم. شما آن را خیزشِ صعودیِ مولادهارا (ریشه) به چشم سوّم می نامید. شما شرحی شگفت انگیز ارائه کردید. زیرا یکی از ملاحظاتی که ما در باستریکای ستون مهره ای بعمل می آوریم، پس و پیش رفتنِ سرعتیِ تنفس و آگاهی بین چشم سوم و ریشه است که بدینوسیله، این دو قطب در هم "پیوند" خورده و یکی میشوند. این پیوستنِ ریشه به چشم سوّم همان فرآیندی است که در تنفس ستون مهره ایِ آهسته نیز رخ میدهد. هرچند شاید در مراحل آغازین کمتر مورد توجه قرار گیرد. درست همانطور که ذکر کردید، این رسانایی اکستاتیک است که بین چشم سوم و ریشه در حالِ توسعه و پرورش است.

 

عنصر دیگری که ما میتوانیم ملاحظه کنیم، پدیده ای طبیعی است که از تغییرِ حاصله در "حال" پدید می آید. "حال" (Coming) در سکس همان اُرگاسم است. هر دوی این موارد (لذت ها) طبیعتاً با بکارگیریِ تکنیک واجرولی و تاثیرِ آن، تغییر ماهیت داده و به موازنۀ جنسی - معنوی می انجامند. با خیزشِ رسانایی اکستاتیک بین چشم سوم و ریشه، رویدادِ "حالی" که طبق اشارۀ شما بسوی چشم سوم میخزد، به تجربه ای مانا و مادام در هر لحظه از زندگی بدل میشود. بعبارت دیگر، "حال" یا "اُرگاسم" به رویدادی مستمر در تمام بدن مبدل میشود که بی نیاز به تحریک خارجی است و هیچگاه نیز توقف نمی یابد. با مختصر خیزشی از چشم ها، ورودی به کچاری و یا اندک انقباضی در ریشه، امواج اکستاسی چون دریایی خروشان در سلسلۀ اعصاب طنین خواهند انداخت. و این همۀ ماجرا نیست. بمرور زمان، تمامیِ این فرآیند از چشم سوم بسمت تاج نیز کوچ میکند. فرآیند گشودگیِ ثباتمندِ تاج در دروس اخیر (اصلی) پوشش داده شده است.

 

آیا چنین "حالی" میتواند پابرجا و ماندگار باشد؟ آیا میتوان عملکرد و وظایف عادی خود را بموازات این "حالِ" ماندگار و سراسری در بدن ادامه داد؟ آیا این "حال" خسته کننده نمیشود؟

 

در حقیقت چنین تجربۀ مانا و مداومی از "حال"، ثمرۀ یوگاست. خیزش حالت بی پایانی از سُرور اکستاتیک و عشق الهی در سیستم عصبی. ما میتوانیم در چنین وضعیتی به عملکردهای (عادی) خود ادامه دهیم. چراکه سیستم عصبی بدان خو میگیرد. درست مثل خو گرفتن با همۀ دیگر ارتقائاتی که بواسطۀ تمرین دراز مدت یوگا در نوروبیولوژی معنوی ما ایجاد میشود.

 

آن خسته کننده نیست. درست بر عکس. هرچقدر که انرژی الهی در درون ما طنین می اندازد، هر سلولی از بدن بطور پیوسته و مداوم، احیاء میشود. در چنین وضعیتی است که سکس به منبع نامحدودی از انرژی، خلاقیت و شادی مبدل میشود. عشق الهیِ بسیاری از درون ما طنین انداز میشود که در شکل خدمتِ مهرآمیز و انرژی ای تعالی دهنده به هرکس در پیرامون ما تابش یافته و سرایت خواهد کرد.

 

به همین دلیل است که ما با حرکت در امتداد جادۀ انتخابیِ خویش در یوگا، توجه بیشتر و نزدیک تری به مدیریت انرژی جنسی مبذول میکنیم.

 

آیا چنین "حالی" (معنوی)، نیاز ما به رابطۀ جنسی را از میان میبرد؟ مسلما کمتر ما را دلمشغولِ نزدیکیِ تناسلی خواهد ساخت و این ثمرۀ خوبی است. در عین حال، چنین استحاله ای هر سکسی را به تمرینی معنوی مبدل میکند. نزدیکیِ تانتریکِ پیش ارگاسمیک میتواند حامیِ موثری برای فرد در فرآیند دگرگونی معنوی بشمار آید. بدین ترتیب، با پیشرفت هایی که در سیستم عصبی بعنوان نتیجۀ یوگا ایجاد میشود، فعالیت جنسی ما نقشی ارزشمند و پربهاتر خواهند یافت. آنگاه است که فعالیت جنسی، وسیله ای در جهت نیل به مقصودِ سُرورِ ماندگارِ اکستاتیک میشود.

 

سکس تانتریک برای نیل به روشن بینی، اجباری و واجب الوجود نیست. اما تحت شرایط صحیحِ آن، میتواند یاریگرِ قابل توجهی باشد. 

 

 

استاد در درون شماست.

بعدی | قبلی

  ayp


ayp ayp ayp
ayp ayp ayp

دروس کلیدی
 
             
             
             
     


ayp ayp ayp ayp ayp ayp ayp